Skip to main content
فهرست مقالات

کالسکه/ گوگول

مترجم:

(4 صفحه - از 219 تا 222)

کلید واژه های ماشینی : کالسکه، اسب، فوج سوار نظام، زن، شهر، سرباز، رنگ، پوف، حضرت اشرف، سرلشکر

خلاصه ماشینی:

"خانه‌های محقر کوتاه اغلب شاهد صاحب‌منصب خوش اندم چابکی بود که پری بر کلاه داشت‌ و بسوی خانه دوستی روان بود تا دربارهء محصول صحبت کنند یا در باب بهترین تنباکو حرف بزنند و بر سربازی ورق درشکه‌ای برد و باخت شود که آنرا بتوان واقعا متعلق بفوج فرض کرد بعلت آنکه درشکه‌ای که در فوج بود دست بدست میگشت. وقتی در یکی از افواج سوار نظام خدمت کرده بود و در زمرهء صاحب منصبان عالیرتبه و مهم بشمار میرفت‌ بعبارت دیگر هرجا فوجش میرفت و مجلس انس و رقص دائر میشد او هم حاضر بود-میان کلاممان شکر- ضمنا در این باب میشود از خانمهای جوان ایالت توبوسکایا و سیم‌برسکایا تحقیق کرد. بچکمه‌های بلند خود زرنگار بست و در زیر بینی‌ سبیلی تاب داد زیرا که بدون سبیل طبقهء اشراف ممکن بود تصور کنند او در صف پیاده نظام خدمت‌ کرده است و او همیشه وقتی صحبت میکرد از آن صف با تحقیر اسم میبرد. در فصول معین که موقع خرید و فروش بود و مادرها،بچه‌ها،دخترها و ملاکین فربه برای تفریح ما ارابه و گاری و کالسکه‌هائی که نظیر آنها در خواب دیده نمیشد بطرف بازارها حرکت میکردند وی در تمام مراکز حاضر و ناظر بود. ناهار بسیار عالی بود،ماهی آزاد-مار چوبه-بلدرچین-کبک و قارچ همه مصرف آن بود که آشپزباشی مدت بیست و چهار ساعت لب بالکل‌ نزده و چهار سرباز کارد بدست در عرض شب باو کمک کرده‌اند تا اینکه قلیه و ژله را درست کرده. چرتو کوتسکی گفت«حضرت اشرف خیلی وقت است که اسب را دارید؟» «پوف-پوف-پوف-پوف..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.