Skip to main content
فهرست مقالات

موش و گربه

نویسنده:

(7 صفحه - از 49 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : گربه ،موش و گربه ،خربزه ،صوفی ،تصوف ،گربهء ،موش صوفی ،زن ،آزاری ،موش و گربهء مجلسی ،رفیق ،مرد ،زن رمال ،روز بدست موش صوفی ،قصه‌ها ،قول شیخ اهل خراسان ،تصوف موش و تشرع گربه ،خراسان ،خدا ،روزی زن رمال ،گربه و موش ،اهل تصوف ،دنیا ،شریک ،گربهء مجلسی مباحثهء صوفی ،روزی جماعتی گربه ،ایران ،رمال باشی شاه ،کتاب ،اقوال و احوال اهل تصوف

خلاصه ماشینی:

"گربه گفت:این فقیر چند سال قبل گذارم بمدرسه‌ای افتاد،در حجرهء طالب علمی موش میگرفتم،او را بسیار خوش آمد،مرا در دامن خود میگرفت و هر روز تعلیم میداد،و در بحث مهارت دارم. موش گفت:من نیز مدتی در مدرسه بودم‌ نهایت چند سال است که در بقعه‌ای خدمت عابدی رفته‌ام،صوفی شده‌ام و در تصوف‌ مهارت تمام دارم و چله نشسته‌ام و ریاضت کشیده‌ام،و از مباحثه عاجز نیستم». موش با آنکه ترک دنیا و ترک تعلق کرده است از برای جلب خاطر گربه باو خوراکهای لذیذی وعده می‌دهد:گردکان،حلوای ارده که از مغز گردکان است،ران برهء یخنی کرده با دو قرص نان روغنی و کلوچه،قورمهء دو پیازه‌ از گوشت بره،ران بره و سیاه پلو از رب انار،ران بره که آن را قیمهء دو کارده کرده‌اند از جهت چلو،شکنبه و چرب روده که آن را با شیردانش گیپای زغفرانی ساخته باشند. مرد گربه را گرفته در ترازو گذاشت و کشید نیم من بود،بزنش گفت:اگر این گربه‌ نیم من گوشت خرده است چطور است که نیم من بیشتر نیست؟پس زن خود را سیاست‌ میکرد تا راست گفت‌وگوشت را حاضر کرد. از این قبیل قصه‌ها و حتی داستانهای طولانی‌تر و شیرین‌تر در این کتاب فراوانست و در میان آنها مباحثات و مجادلات دینی و کلامی(-دیالکتیک)بین موش و گربه‌ میگذرد،و در ابطال عقاید و اقوال یکدیگر دلایل می‌آورند،و هریک گمان میکند که بزور دلیل و برهان دیگری را مغلوب میسازد. بجا بود اگر کسی باین گربه خبیث متعبد میگفت که موشان صوفی از آن زن‌ رمال کمتر نیستند،و معلوم نیست که تا ابد منصب و منبر گربگی بر تو بماند فکر این را بکن که اگر یک روز بدست موش صوفی گرفتار شوی با تو چه خواهد کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.