Skip to main content
فهرست مقالات

گلهای جنگل

شاعر:

مترجم:

(4 صفحه - از 25 تا 28)

خلاصه ماشینی:

"قرنها پیش بوته‌های کوچک گل که با آرامش و با تنهائی کامل و مسرت‌بخشی درین‌ جنگل زندگی میکردند و گل‌فشانی می‌نمودند از تنهائی و عزلت و گوشه‌نشینی خود زبان بشکایت‌ گشودند و شکوه آغاز کردند و چنین می‌گفتند: آیا حیف نیست ما گلهای زیبا و طناز و معطر محکوم بزیستن در گوشهء دورافتادهء جنگل‌ باشیم و در همین سرزمین نیست و نابود شویم و بوی دلاویزمانرا بدست باد که قدر آنرا نمی‌داند و از آن بهره و لذت وافی نمی‌برد بسپاریم؟!حقیقة گلهای باغ از ما خوشبخت‌ترند مسلما پرورش‌ باغبان در زیبائی آن گلهای شهرنشین تأثیر بسزائی دارد!مردم گلهای باغ را تحسین می‌کنند و در حقیقت زندگی آنها یک جشن و شادمانی دائمی است!اما گلهای جنگل که باین سرزمین دورافتاده‌ تبعید شده‌اند از همه‌چیز محرومند!ازاین‌رو باید از روزگار شکایت کنیم و از کسیکه ما را خلق‌ کرده است درخواست کنیم ما را از این غمکده برهاند زیرا خستگی و کسالت نابودمان خواهد کرد!»ناگاه گلی تجربه یافته و رنجیده که آثار پژمردگی از قیافه‌اش پیدا بود سر بر آورد و بگلهای جنگل چنین گفت: زیبا رویان من!دختران من!درست فکر کنید میخواهید این سرزمین امن و آسایش را رها کنید و در میان غوغای شهر و باغهای پرحادثه و پرجنجال روزگار بسر آرید؟وای بر شما!باور کنید خداوند آنچه مصلحت داشته است انجام داده!باید برضا و تقدیر او تن در داد!اگر ما را درین‌ سرزمین خلق فرموده برای اینست که ما درینجا آسوده‌تر و راحت‌تریم!و صلاح زندگی ما نیز درین است و بس!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.