Skip to main content
فهرست مقالات

حاجی

(1 صفحه - از 43 تا 43)

خلاصه ماشینی:

"متعاقب آن خندهء ناگهانی بمن دست داد بنوعی که یکی از زندانیان بیدار شد و با تعجب پرسید فلانی حالا هم وقت خندیدن است؟روز آنهمه شوخی و لودگی بس‌ نیست که شب هم تنها با خود میخندی؟ گفتم اینکه در روز از خندیدن و خندانیدن دریغ نمیکنم برای آن است که‌ می‌بینم هرکسی در این محیط غم‌انگیز دچار غصه‌های بیشمار خودش هست و اگر قیافهء گرفته و زبان یأس‌آور من غمی بالای غمهای او بگذارد شرط انصاف نیست. اما خنده‌ام امشب به تشبیه عجیبی است که از یاد دوستان و مقایسهء بسیاری از آنان با این‌ چراغ بنظرم رسیده. گفت چطور؟گفتم اگر حقیقت را بخواهی عدهء زیادی از کسانیکه‌ بر آنها نام دوست می‌نهند اثر وجودشان مانند همین چراغ فلک الافلاک است. اما همین بی‌نشانها و کمیابهای روز نیازمندی،هنگامیکه احتیاجی بوجودشان نیست و آسایش‌خاطر در ندیدن قیافهء آنهاست آن وقت است که هر دم خود را روشنتر بچشم میآورند و این بار با خودنمائیهای بیجا و خسته‌کننده مزاجم میشوند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.