Skip to main content
فهرست مقالات

چراغی که خاموش شد

نویسنده:

(3 صفحه - از 181 تا 183)

کلید واژه های ماشینی : عبد الحسین خان نصرت، نام عبد الحسین خان نصرت، چراغی، خاموش، سال خدمت حقوق تقاعدی، فضیلت، ادب، حاج ملا هادی سبزواری، اشعارش، ظاهر

خلاصه ماشینی:

"او بتمام معنی مردی شریف و بزرگوار بود و با همهء فضائل و معلومات هیچوقت‌ داعیه‌ئی نداشت و گذشته از انواع علومی که ذکر شد در اقسام فنون شعر بدون تردید یکی از اساتید عصر حاضر بشمار میآید،نمونه‌ای از اشعار او را که در خاطر دارم‌ در تأیید بیان خود ذکر میکنم: سنگین نمود چرخ سبک گرد گوش من‌ گشته است گوش بار گرانی بدوش من‌ لب بستم از شکایت گیتی بشصت سال‌ واخر گشود چرخ زبان خموش من‌ یکسر حواس ظاهر و باطن زمن گرفت‌ جز حس روح‌فرسا وان چیست هوش من‌ باز سپید روز و غراب سیاه شب‌ بر هم زدند کنگرهء عیش و نوش من‌ گشتم زکهنگی چو یکی دخمهء کهن‌ چین و شکنج چهره خطوط و نقوش من‌ دست زکار ماند که با حکم سرنوشت‌ سودی نداشت این قدم سخت‌کوش من‌ از چشم اعتبار بر احوال من به‌بین‌ این خواجه پندگیر ولیکن زگوش من‌ آری حیات من همه عیب است بعد ازین‌ جز مرگ کیست آنکه بود عیب‌پوش من مرحوم نصرت مردی بسیار باتقوی و پرهیزکار بود و ایمان و عقیده و مذهب‌ بطوری در او رسوخ داشت که تمام شدائد زندگانی را بآسانی تحمل میکرد زیرا هرچه بر سر او میآمد برحسب تقدیر ایزد و خواست خدا میدانست و بهمین جهت‌ هرگز لب بشکایت نمیگشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.