Skip to main content
فهرست مقالات

عبرت تاریخ

نویسنده:

(11 صفحه - از 193 تا 203)

کلید واژه های ماشینی : سلطان، سوری، خراسان، هدیه، سلطان مسعود، خبر، وزیر، سلطان مسعود بجمع‌آوری مال، رعایا، مردم، شهر، هارون، پیغام، جنگ، سلجوقیان، بکتغدی، اعیان، کار بدست بکتغدی، خبر شکست لشکر سلطان، سوری بن المعتز، سلجوقیان جنگ میکرد، دست سلطان مسعود، همینکه، پیغام امیر، بکتغدی سوار فیل سلطانی، مردم از دست سوری، پیغام آورنده سوری، پیغام دادند جنگ، آمدیم سوری، پیغام سلجوقیان

خلاصه ماشینی: "مثالش اینکه حاجب بکتغدی یک نفر فقاعی داشت،این فقاعی رفته‌ بود که از اطراف آمل یخ و برف بیاورد،دردهی که در ان نزدیکی بود دست تعدی‌ بجانب دختری دوشیزه دراز کرده بود،پدر و برادر آن دختر مانع شده بودند،فقاعی‌ را زدند و بیرون کردند،نزد بکتغدی رفت و شکایت کرد،بکتغدی سوار فیل سلطانی‌ شد و بی‌اجازه لشکر بآن ده بر دو آن را خراب کرد و مردم بسیاری را کشت(حتی‌ بعضی از زهاد و مردم باتقوی را در کنار سجادهء نماز،و قرآن در کنارشان،کشته‌ بودند)،خبر بامیر رسید اظهار دلتنگی و نفرت کرد،و با بکتغدی عتاب و درشتی‌ کرد،و چون از همهء کارهائی که به پیشنهاد ابو الحسن عراقی دبیر و دیگران در این‌ ناحیه کرده بود پشیمان بود با همه کس بد زبانی و بد رفتاری میکرد،و تازه اینها در قبال آنچه بعد از ان پیش آمد بسیار کوچک بود. اما یک دلیل مهمتر را قاضی صاعد و اعیان شهر بر زبان‌ نیاوردند و من نیز در تاریخ ننوشته‌ام،ولی حال می‌گویم:مردم این شهرچه دلخوشی‌ از حکومت سوری بن المعتز و سلطنت غزنوی داشتند؟مسعود چه اعتنائی به رنج‌ کشیدن و خاک‌نشین شدن ایشان کرده بود که حالا برای او جنگ کنند؟اگر سلطان‌ مسعود خود را صاحب خراسان و نیشابور میدانست میرفت و با سلجوقیان جنگ میکرد و آنها را از نیشابور بیرون میکرد و باز همان سوری ظالم را بر سر آنها میفرستاد،همان‌ سوری که تا خبر شکست سلطان را شنید در زندانها را باز کرد و عده‌ای از محبوسین را گردن زد و اموال را برداشته راه فرار پیش گرفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.