Skip to main content
فهرست مقالات

سلطان محمود سبکتگین گفت در حالت نزع

شاعر:

(1 صفحه - از 203 تا 203)

کلید واژه های ماشینی : سلطان محمود سبکتگین، سلطان محمود باوج، ملک، دنی، بدست سلطان، بدست سبکتکین، ابرام، عظمت، مملکت حکم، مهر خموشی، جنگ و نزاع، بدست مسعود، سبکتکین تأسیس، مردمانی دور، اسیر چنگ سرداران، ملک و سپه، بنابرین، مردم خردمند، متعرض امرای نواحی، در حالت، می‌راندند دائم، تدبیر و کفایت، عمل، مسعود بر باد، گرد، گرد جهان، ببرد مهر، نبود باقی، می‌شد ممکن، سر از امر

خلاصه ماشینی: "ابرام می‌ورزید تا چارهء آن ممکن نبود،آنگاه پشیمان می‌شد و دیگران را متهم‌ به خیانت و بدنیتی میکرد؛بنابرین فقط مردمانی دور او میماندند که بر وفق میل و آرزوی او عمل میکردند و حرف میزدند،و مردم خردمند که از تدبیر و کفایت ایشان‌ فایده‌ای میتوانست ببرد مهر خموشی بلب میزدند و از او دوری میگزیدند. مملکتی‌ که باین طریق اداره میشد ممکن نبود باقی بماند. سلطان محمود سبکتگین گفت در حالت نزع‌1 بسیار همی گرد جهان گشتم و دیدم‌ بر خاک در خویش سر تاجوران را کس تافت نیارست سر از امر من ایراک‌ گردن بشکستم گه پیکار سران را آن همه ملک و سپه و گنج هم آخر بگذشتم و بگذاشت جهان گذران را دنیای دنی از چو منی مهر ببرید زو دست چرا شست نباید دگران را (1)احتمال اینکه ابیات باین محکمی و خوبی را واقعا محمود سبکتگین گفته باشد بسیار بعید است، ولی ممکن است که شاعری قادر از زبان او گفته باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.