Skip to main content
فهرست مقالات

کدام

شاعر:

(1 صفحه - از 464 تا 464)

کلید واژه های ماشینی : بوقلمونها، آقا میزرا حسن مستوفی‌الممالک، آقامیرزا حسن مستوفی‌الممالک درآمد، آقا میزرا یوسف مستوفی‌الممالک، دانه، خانم دختر شاهزادهء سیف‌الدین میرزا، دانه دادن به بوقلمونهایش، خانم مصری دختر، خانم دختر، لاوکی بزرگ پر، عصرگاه آقا، خواهرم بعقد آقامیرزا حسن، رضایت، صدر اعظم، میرزا علی اصغرخان اتابک، روان، بصحرا باز، همینکه، غلغله و گردوخاکی برپا، آقا با دست، سخن از مستوفی‌الممالک، دانه خوردن، بوقلمونها ریخت متصدیان، فوتش قسمت، دور گشتن، بیست لاوک، محل دانه، قسمت میل، دور نمایان، بزرگان مصر

خلاصه ماشینی: "چون بالای محل دانه خوردن رسیدند نزدیک چهل متر اوج‌ داشتند و پس از چند دور گشتن روی سرما با صدائی مخصوص بزمین نشستند و بار دیگر گردوغبار بپا ساختند. آنگاه لاوکی بزرگ پر از گندم و جو پیش آوردند و پس از آنکه آقا با دست خود محتوی‌ آنرا نزد بوقلمونها ریخت متصدیان امر متجاوز از بیست لاوک دیگر دانه برای آنها ریختند. روزی که در پارک‌ بناهار نشسته بودیم بمناسبتی سخن از مستوفی الممالک رانده شد و اتابک چنین حکایت کرد: «صدر اعظم چند روزی بفوتش مانده مرا احضار کرد. چون بحضور رفتم مرا کنار بسترش‌ نشانیده با لحنی پدرانه گفت:«من بزودی میروم و برای تو جاباز میکنم زیرا میدانم که پس از من مقام صدارت بتو ارزانی خواهد شد. آنگاه دست یکی از نوکرهایش راکه کنارش ایستاده بود گرفته در دست من نهاد و گفت دوم آنکه این را بتو میسپارم او را خوب نگهداری کن و از درستی و خدمتگزاریش بهره‌گیر."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.