Skip to main content
فهرست مقالات

کدام

شاعر:

(1 صفحه - از 464 تا 464)

خلاصه ماشینی:

"چون بالای محل دانه خوردن رسیدند نزدیک چهل متر اوج‌ داشتند و پس از چند دور گشتن روی سرما با صدائی مخصوص بزمین نشستند و بار دیگر گردوغبار بپا ساختند. آنگاه لاوکی بزرگ پر از گندم و جو پیش آوردند و پس از آنکه آقا با دست خود محتوی‌ آنرا نزد بوقلمونها ریخت متصدیان امر متجاوز از بیست لاوک دیگر دانه برای آنها ریختند. روزی که در پارک‌ بناهار نشسته بودیم بمناسبتی سخن از مستوفی الممالک رانده شد و اتابک چنین حکایت کرد: «صدر اعظم چند روزی بفوتش مانده مرا احضار کرد. چون بحضور رفتم مرا کنار بسترش‌ نشانیده با لحنی پدرانه گفت:«من بزودی میروم و برای تو جاباز میکنم زیرا میدانم که پس از من مقام صدارت بتو ارزانی خواهد شد. آنگاه دست یکی از نوکرهایش راکه کنارش ایستاده بود گرفته در دست من نهاد و گفت دوم آنکه این را بتو میسپارم او را خوب نگهداری کن و از درستی و خدمتگزاریش بهره‌گیر."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.