Skip to main content
فهرست مقالات

فروغ دین در فراق عقل

نویسنده:

(23 صفحه - از 145 تا 167)

کلید واژه های ماشینی : دین ،عقل ،اقبال ،اسلام ،وحی ،فکر ،شریعتی ،فلسفه ،پیامبر ،علم ،روشنفکران ،ایدئولوژی ،خاتمیت ،تجربه ،انسان ،اجتهاد ،اندیشه ،بازرگان ،تفسیر ،دین در فراق عقل ،نظریه ،حیات ،طبیعت ،تاریخ ،اجتماعی ،زندگی ،اصول ،جهان ،کتاب ،احیاء فکر دینی در اسلام

خلاصه ماشینی:

"برای مثال شریعتی در پاسخ به معنای «ختم نبوت‌» می‌گوید: قسمتی از جواب این سؤال را محمد اقبال، فیلسوف بزرگ معاصر، می‌دهد و مقداری هم خودم به آن اضافه می‌کنم و آن این است که وقتی می‌گوید خاتم انبیاء من هستم، نمی‌خواهد بگوید آنچه گفتم انسان را الی الابد بس است، بلکه خاتمیت می‌خواهد بگوید انسانها تاکنون احتیاج داشته‌اند برای زندگی خودشان از ماوراء تعقل و تربیت‌بشریشان هدایت‌شوند، حالا در این زمان (قرن هفتم) بعد از آمدن تمدن یونان، تمدن رم، تمدن اسلام، قرآن، انجیل و تورات، تربیت مذهبی انسان تا حدی که لازم بود انجام پذیرفته است و از این پس انسان «براساس طرز تربیتش‌» قادر است که بدون وحی و بدون نبوت جدیدی، خود روی پای خودش به زندگی ادامه دهد و آن را کامل کند. (32) بنابراین هرچند شریعتی دین را در قالب یک ایدئولوژی آراسته، توانمند و کارا تصویر می‌کند و از جدایی دنیا و آخرت، مادی و مجرد، خدا و خلق می‌گریزد، ولی در حقیقت این اندیشه بالغ روشنفکران است که در عصر خاتمیت و در پایان وصایت همگام با رشد علوم و گسترش نیازها به چاره‌جویی و در انداختن یک ایدئولوژی متناسب با زمان (با بهره‌گیری از بستر فرهنگ مذهبی) اقدام می‌کند. وی هرچند مشترکات فراوانی با اقبال داشت و نگرش او به وحی اجتهاد، علم و جایگاه تجربه و موقعیت تمدن جدید را تقریبا می‌پذیرفت، اما در مبحث اصلی که تعیین قلمرو دین و عقل و نسبت این دو بود، دست‌کم در ظاهر، به راه اقبال نرفت و نظریه «ختم نبوت‌» را به صراحت‌بر زبان نراند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.