Skip to main content
فهرست مقالات

بود و نیست

شاعر:

(1 صفحه - از 79 تا 79)

خلاصه ماشینی:

"پس از اظهار مرحمت مرا باطاقی بردند که پردهء فرعون در آنجا دیده میشد. فرمودند«معبر تو نقاشی‌ بگو ببینم این پرده چطور است و چه ارزش دارد». عرض کردم این پرده داستانی دارد که باید از آن‌ مستحضر شوید. فرمودند«آن بی‌هنر پرده را ناقص کرد آیا تو هنرمند میتوانی اصلاحش کنی؟»عرض کردم تقریبا مانند روز اول خواهد شد و وقتی ده هزار تومان برای آن ارزش قائل شدم بسیار تعجب کردند. نگارنده چند روز مشغول‌ چسباندن و مرمت پرده بودم و همه روزه اعلیحضرت تشریف آورده مدتی کار برنده را بدقت ملاحظه‌ میفرمودند تا آنکه باور رضایتبخش پایان یافت. از آن پس دیگر از سرنوشت پردهء فرعون و معشوقش خبری ندارم چنانکه از سرگذشت خود آنها نیز خبری در دست نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.