Skip to main content
فهرست مقالات

شب رومئو و ژولیت و شب زال و رودابه

نویسنده:

(9 صفحه - از 101 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : رومئو ،ژولیت ،شب رومئو و ژولیت ،شکسپیر ،عشق ،ژولیت و شب ،لبان ،دختر ،سوگند ،جوان ،شب زال و رودابه ،داستان ،رومئو و ژولیت جزو آثار ،تورا ،داستان میان رومئو و ژولیت ،شب‌خوش ،ژولیت جزو آثار دوران جوانی ،آثار شکسپیر ،آثار دوران جوانی شکسپیر ،ماه ،نگاه ،خانوادهء ،عشق عزیز دل ،دختر جوانی بهم دل ،چشم ررمئو بر ژولیت ،ای‌کاش ،آثار ،حرف تورا ،تورا باز ،زنان معروف شکسپیر

خلاصه ماشینی:

"گرچه هیچیک از این قصه‌ها فرجام غم انگیز تراژدی شکسپیر را ندارد و در شاهنامه همه دلدادگان‌ بکام خود می‌رسند و سر گذشت سیاوش نیز هرچند اندوهبار است،یک تراژدی عاشقانه نمی‌تواند بود:لیکن از جنبهء کلی داستان که بگذریم،آغاز ماجرای رومئو و ژولیت مرا آسانتر بیاد ماجرای‌ دلدادگی زال و رودابه می‌اندازد تابیاد لیلی و مجنون. این بانوی من است؛وه،این دلدار من است وه،ایکاش می‌دانست که او را در دل من چه جائی است حرف میزند،بااینحال سخنی نمیگوید،ولی چه‌باک؟ چشمانش بیان راز می‌کنند و من باید بدان پاسخ گویم چه زود باور و گستاخم!روی سخن او بامن نیست دوتن از رخشانترین اختران هفت آسمان چون درپی کاری میرفتند،از چشمان او بالتماس خواسته‌اند که بجانشینی آنان برحقهء سپهر بدرخشند، چه میشد اگر چشمان او بر آسمان جای میگرفتند و آنان بجای دیدگان او می‌نشستند؟ بدینگونه تلالوء گونگانش آن دو اختر را شرمسار می‌کرد همانگونه که فروغ روز چراغی را و چشمان او در سپهر،بر مسیر کهکشان،چنان پرتوئی می‌افشاند که پرندگان بخیال آنکه شب بپایان رسیده،بخواندن می‌آمدند. ژولیت:رومئو،رومئو،چرا تو رومئوئی؟ پدر خویش را انکار کن و از نام خود بگسل یا اگر نمی‌خواهی چنین کنی،به عشق من سوگند یادکن و من از این پس از خانوادهء کاپولت نخواهم بود. ژولیت:بمن بگو،چگونه بدینجا راه یافتی و بچه مقصود؟ دیوارهای باغ بلند است وبالا رفتن از آنها مشکل؟؟؟ و مرگ در این مکان نهفته است، بدانگونه که اگر یکی از خویشان من تورا در اینجا بیابد امانت نخواهد داد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.