Skip to main content
فهرست مقالات

داستان رستم و اسفندیار

شاعر:

(6 صفحه - از 145 تا 150)

کلید واژه های ماشینی : داستان رستم و اسفندیار، رستم، اسفندیار، شاهان، پهلوان، داستان رستم و اسفندیار فردوسی، فردوسی، رستم و اسفندیار فردوسی سخن، ایران، جوانی

خلاصه ماشینی:

"خودش میگوید: دو کارست هر دو بنفرین و بد گراینده رسمی نوآئین و بد هم از بند او بد شود نام من‌ هم از کشتنش بد سرانجام من‌ بگرد جهان هرکه راند سخن‌ نکوهیدن من نگردد کهن‌ که رستم زدست جوانی نرست‌ بزابل شد و پای او را ببست‌ همه نام من باز گردد بننگ‌ نماند زمن در جهان بوی و رنگ‌ و گر کشته آید بدشت نبرد شود نزد شاهان مرا روی زرد که او شهریار جوان را بکشت‌ بدان کو سخن گفت با او درشت‌ بمن بر پس از مرگ نفرین بود همان نام من پیر بی‌دین بود وقتی بنا گزیر کار بجنگ تن‌بتن می‌کشد چون زرتشت پیغمبر زرهی باسفندیار پوشاند که تیر و نیزه و شمشر بدان کارگر نیست،رستم سخت درمانده و مجروح و بیچاره و مغلوب می‌شود،بکوه پناه میبرد و فرار می‌کند و بالاخره بپیمان رزم فردا بخانه باز می‌گردد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.