Skip to main content
فهرست مقالات

شیشه صبر

شاعر:

(1 صفحه - از 42 تا 42)

خلاصه ماشینی:

"یک‌روز که صحبت از دوران جوانی بود باو گفتم:«آلیس»،در جوانی براستی‌ آیت زیبائی و دلبری بودید!» با لبخندی که هزاران معنی داشت جواب داد:«اکنون که پیر و شکسته شده‌ام اقرار میکنم که در جوانی خوشگل و دلپسند بودم و تصور همین حقیقت هنوز هم مرا دلداری‌ و آرامش میدهد. آشفتگی خاطر و قیافهء مستمندانهء آن شاگرد جوان چنان مرا متأثر و غمگین کرد که هنوزهم با اینکه سالها از آن روزگار گذشته او را فراموش نکرده‌ام» آقای آزاد-شیراز شیشهء صبر نرگس مست تو باشد می پرست‌ شیشهء صبرم بسر مستی شکست‌ آخرم عشق تو تا میخانه برد ورنه من ز اول نبودم می پرست‌ دل چرا دادم بدستت ای دریغ‌ شیشه را کس داده هرگز دست مست‌ دست برمیدارم از دیوانگی‌ گر فتد زنجیر گیسویت بدست‌ در ازل تقدیر من بد عاشقی‌ چون کنم تدبیر با حکم الست‌ بازی دوران بسی ما دیده‌ایم‌ عشقبازی بهتر است از هرچه هست‌ در شب هجر تو تنها شمع بود آنکه با ما تا سحرگاهان نشست دل سر آزادگی بودش ولیک‌ شد بدام عشق آخر پای بست"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.