Skip to main content
فهرست مقالات

امشب

نویسنده:

مترجم:

(1 صفحه - از 134 تا 134)

خلاصه ماشینی:

"یا مادرم بفهمد که من تنها در محل خلوت با جوان ناآشنائی همزبان شده‌ام آنقدر کتکم‌ میزنند که تنم کبود شود. -خوب،من باز هم برای جمع کردن قارچ باینجا میآیم. -کی؟ -نمیدانم،شاید فردا بیایم، -آکولینای عزیز اگر جرأت داشتم و نمیترسیدم بدت بیاید ترا می‌بوسیدم. فردا همین موقع همین‌جا چشم براه تو خواهم بود. (بقیه در شمارهء بعد) از:فرانتز توسن ترجمه:بهرام فره‌وشی «امشب» ای یار عزیز،ای یار وفادار!تو که دلارام مرا دیدی،تو که رفتی‌ تا تمنا کنی مرا ببخشاید و به پیشم باز آید! بگو،آرام جانم چه میکرد؟ -بر لب چاه نشسته بود و رمه را که آب مینوشید،نگاه میکرد. »ولی او همینکه سخنم را شنید،سرش را بزیر افکند و دربارهء رمه با من‌ سخن گفت. -آیا صدایش نمیلرزید؟ -چنان آهسته حرف میزد و چوپانان چنان هیاهو میکردند که من‌ بزحمت صدایش را می‌شنیدم. -وقتی که خاموش گشت،آیا بسوی خانهء من نگاه نکرد؟ -شب فرا رسیده بود و دیگر خانهء تو دیده نمیشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.