Skip to main content
فهرست مقالات

دو دلداده

مترجم:

نویسنده:

(6 صفحه - از 184 تا 189)

کلید واژه های ماشینی : دختر، لیزا، آکولینا، گریگوری ایوانویچ، جوان، دختر جوان، مورومسکی، گریگوری ایوانویچ مورومسکی، خیال، بخانه برگشت

خلاصه ماشینی:

"نزدیک بود ناامید شود که ناگهان از لابلای شاخ و برگ درختان چشمش بروسری آبی‌ دختر مسگر افتاده و با شور و شوق فراوانی به پیشوازش رفت و خواست صورتش را ببوسد اما دید دختر جوان نگران و مضطرب است و وقتی علت را پرسید«لیزا»بلهجهء دختران‌ ده‌نشین اعتراف کرد که از آشنا شدن با او ناراحت و پشیمان شده و این کار را خلاف عفت‌ و تقوا میداند و این آخرین دیدار آنها خواهد بود و خواهش کرد باین آشنائی که برای‌ هیچکدام آنها خوشایند و خوب نیست خاتمه دهند. دو پیرمرد خاطرات دوران جوانی خود را برای هم نقل میکردند اما دل«آلکسی» از ابتدای ورود بخانهء«مورومسکی»برای دیدن دختر جوان صاحبخانه که وصف دلبری‌ و زیبائیش را زیاد شنیده بود می‌تپید و فکر میکرد که وقتی وارد اطاق میشود چه قیافه و حالتی بگیرد. در این موقع باور کرد که عاشق بیقرار دختر مسگر شده‌ و باید در برابر زورگوئی پدرش مقاومت کند و اگر لازم باشد از همهء نعمتهای موجود چشم بپوشد و با«اکولینای»عزیزش برای فراهم آوردن روزی و اسباب زندگی تن‌ بکارهای سخت و سنگین بدهد. اتفاقا در همین هنگام«گریگوری ایوانویچ»باطاق‌ وارد شد و وقتی دختر و پسر جوان را روبروی هم دید گفت:«آهای،آهای،از قرار معلوم بی‌خبر ما کارهائی کرده‌اید!» *** خوانندگان عزیز بی‌گمان مرا از نوشتن دنبالهء این حکایت معذور خواهید داشت‌ چه این شرح زائد و بی‌فایده است و محتاج گفتن و نوشتن نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.