Skip to main content
فهرست مقالات

تا کی؟

(1 صفحه - از 376 تا 376)

خلاصه ماشینی:

"خانم تماس نقل می‌کند من میترسیدم مبادا این دیدار سوزناک و غم‌انگیز باشد،اما خانم‌ فرای کمال سعی را بجای آورد که دیدار او سرور انگیز باشد و مانند خاله‌ای از بچه‌ها دیدن کرد. پیش از حرکت،پسر خواندهء خود را برای بدرود پیش برادران‌ و خواهرانش که در جاهای مختلف بودند بردند،و از آن جمله از«فرانک»هم در بنگاه خیریه دیدن کردند وقتی که می‌خواستند از او جدا شوند،پسرک پرسید:پس چرا من مانند برادران و خواهرانم مامان‌ تازه‌ای ندارم؟هیچکس باین سؤال جوابی نگفت. آخر الامر من سکوت را شکسته گفتم،حیف از این بچه،چه بچهء قشنگی بود!زنم آهسته‌ گفت:صرع نتیجهء یک عارضهء مغزی است،چنین نیست؟هر بچه ممکن است باین بیماری دچار شود. این زن و شورهر بکالیفرنیا رفتند اما وارن را تنها نبردند بلکه«فرانک»را هم از مؤسسهء خیریه گرفتند و با خود بردند و اکنون او نیز فرزندخواندهء رسمی ایشان است. این خبرهای خوش تا شهر«اتووا»هم رسیده و همه همشهریان لوسیل میگویند:حیف که‌ لوسیل فرای پیش از مرگش ندانست که«فرانک»هم سرانجامی یافته!اما ما معتقدیم او هم‌ اکنون میداند!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.