Skip to main content
فهرست مقالات

شوهر

شاعر:

(2 صفحه - از 458 تا 459)

خلاصه ماشینی:

"من از در صلحم نه اهل جنگ‌ ور خود بمثل جنگ زرگریست‌ آسایش روح لطیف زن‌ فرزندی و عشقی و همسریست‌ خندد بمن آنسان که خنده‌اش‌ بر جان و دل خسته خنجریست‌ از فر نیاگان خویشتن‌ او را بجهان بر تفاخریست‌ گوئی که پدر نیست مرمرا یا خود بزر آورده مادریست‌ غافل که ز قایم مقام ما آراسته اقلیم و کشوریست‌ او جد بزرگش دلاوری‌ من جد بزرگم پیمبریست‌ او زیر کلاهی نهفته است‌ آن سر که مرا زیر معجریست‌ بر من بخروشد ز بهر هیچ‌ آنسانکه غریونده تندریست‌ *** گویند خدای زمین بود مردی که بر او نام شوهریست‌ مردست و خدای وجود ماست‌ نی‌نی که بلای مقدریست‌ زن چیست خضوع مجسمی‌ وان مرد غرور مصوریست‌ گر راندم از خود مخیری‌ ور کوبدم از قهر قادریست‌ آری بود او مرد و من زنم‌ زن ملعبهء خاک برسریست‌ من کیستم آوخ ضعیفه‌یی‌ کش نام و نشان طعن و تسخریست‌ *** دردا که درین بوم ظلمناک‌ زنرا نه پناهی نه داوریست‌ گر نام وجود و عدم نهند بر مرد و بزن نام درخوریست‌ زن ننگ وجودست از آن سبب‌ پیچیده بقیرینه چادریست"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.