Skip to main content
فهرست مقالات

نوش و نیش (بحث انتقادی)

نویسنده:

(5 صفحه - از 569 تا 573)

خلاصه ماشینی:

"آن روحانی ایرانی در جواب گفت:حرف شما صحیح است،واین امر هم علتی دارد؛ آخر این ایرانیها مسلمان‌شدگان دست عمر هستند؛(اشاره به فتح ایران در زمان عمر)میخواستی‌ رفتارشان بهتر از این باشد؟ *** اما بهرحال،این حسن مطلع و تفأل یغما برای امثال بنده بسیار ذی‌قیمت است،چه به‌ تجربه دریافته‌ایم که در طی سالهای انتشار یغما،هرگاه یغما چنین عنوانی در جلو اسم یکی از نویسندگان خود گذاشته،طولی نکشیده که رسما آن نویسنده به مقام موردنظر رسیده است و هم‌ امروز بسیاری از آنانکه قانونا هم عنوان استادی دارند روزگاری-قبل از ارتقا باین مقام-بهمین‌ صورت در یغما معرفی شده و در حکم دیپلمه‌های ششم طبیعی بحساب آمده‌اند که دوستان،آنان را«دکتر بعد ازین»خطاب می‌کنند،اما بهرحال این عنایت حضرت استادی نیز اشکال پنجمی پدید می‌آورد و آن اینکه بنده درین ماجرا کمی در تشخیص موقعیت خودم و اشخاص دودل و از شما چه‌پنهان‌ مشکوک شده‌ام،آخر،یغما در طی هفده سال انتشار مرتب خود دهها«استاد»و«استاد دانشمند» بخورد مردم داده است و بنده خودم همهء کوششم این بوده است که حسن خودخواهی خود را با گذاردن نام خود در کنار نام بزرگان ارضاء کنم و هم قول آن سردار مشهور اسکندر شوم که خواست‌ اسکندر را بکشد و چون ازو پرسیدند که چرا؟گفت:برای شهرت،زیرا اگر کسی بخواهد مشهور شود باید نام خود را کنار نام مرد مشهوری بگذارد،و چه موقعیتی ازین بهتر که بعدها مردم همیشه نام مقتول را با نام قاتل همراه بزبان خواهند آورد؟ باری مقصود این است که بنده و سایر خوانندگان یغما تک‌وتوک استادانی را در یغما می‌شناختیم،اما امروز من وحشت کردم،وحشت ازینکه نکند،حضرت استادی،بقیهء استادان‌ جنابعالی هم شکل استادی مخلص و همه از نوع سادات«ازخرجسته»و شریک«سادات زواره»باشند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.