Skip to main content
فهرست مقالات

استخوان سبک کردن

نویسنده:

(5 صفحه - از 79 تا 83)

کلید واژه های ماشینی : استخوان سبک کردن، جیحون، شعر، شاعر، قطعه، یزدی، یغما، جوان، نوجوان اکبر، عشق

خلاصه ماشینی: "(بازهم بگویم که مقصودم همین دستگاهی‌ است که همه را به تعجب و امیدارد و مثل مولوی همه را متحیر میکند که خشک چوبی،خشک سیمی،خشک پوست‌ از کجا می‌آید این آواز دوست؟) یغمای جندقی از شعرایی گناه‌آلود بی‌پروایی بود که این و آن درباره‌اش حرفهای بسیار زده بودند و هجویات و شوخی‌ها و بی‌بندوباریهای او که کوچکترین آنها قضیهء ماده تاریخ مناره‌های‌ مسجد سمنان است،نیز مؤید این معنی بود که کارش را گاهی به تکفیر و تعزیر و تعذیب هم می‌کشاند و اگر وقتی هم از ترس ملا احمد نراقی توبه میکرد،راز دل خود را اینطور آشکار میساخت: ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی‌ مدارا گر به این کافر نمی‌کردم چه میکردم؟ باری،یغما با گفتن این مستزاد در حقیقت خواسته بود بار گناه سالها را از دوش بردارد و من برآنم که بسا همین ابیات او را بالاخره بسوی بهشت کشانده باشد: میرسد خشک لب از شط فرات اکبر من، نوجوان اکبر من‌ سیلانی بکن ای چشمهء چشم‌تر من‌ نوجوان اکبر من‌ کوت عمر تو تا این خم فیروزه نمون‌ لعلی آورد به خون‌ گیتی از نیل عزا ساخت سیه معجر من‌ نوجوان اکبر من‌ تا ز شصت ستم خصم خدنگ افکن تو شد مشبک تن تو بیخت پرویزن غم خاک عزا بر سر من‌ نوجوان اکبر من‌ کرد تا لطمهء باد اجل ای نخل جوان‌ باغ عمر تو خزان‌ ریخت از شاخ طراوت همه برگ و بر من‌ نوجوان اکبر من‌ تا ابد داغ تو ای زادهء آزاده نهاد نتوان برد ز یاد از ازل کاش نمی‌زاد مرا مادر من‌ نوجوان اکبر من‌ گر بر این باطله-یغما-قلم شبه رسول‌ نکشد خط قبول‌ خاک بر فرق من و شعر من و دفتر من‌ نوجوان اکبر من *** از عجایب است که در زمان او،شاعر ورندی دیگر و بقول خودش«شرابخواره»،هم بود که چنین سرگذشتی داشت و او قاآنی بود که بعد از آنهمه خرابکاری‌ها و رسوایی‌ها و بر سر زبان‌ افتادنها و بعد از «کوهی به کمر بسته‌ای ای شوخ دل آزار» ،گفتن‌ها،یک قصیدهء معروف در قضایای عاشورا گفت که آن نیز دهان‌به‌دهان گشت و استخوان شاعر را سبک کرد و مطلع آن‌ این بود: بارد چه؟خون ز دیده،چان؟روز و شب،چرا؟ از غم،کدام غم؟،غم سلطان اولیا نامش که بد؟حسین و نژاد از که؟از علی‌ مامش که بود؟فاطمه،جدش که؟مصطفی همچنانکه گویا خاقان مغفور هم بعد از همهء آن ماجراهای سیاسی و عشقی چون به آستانهء قم‌ افتاد گفت: خاقانم و یک جهان گناه آوردم‌ بر حضرت معصومه پناه آوردم‌ عشق نبی و مهر علی را یا رب‌ در بارگه قدس گواه آوردم و باز عجیب آنکه چند سال بعد از آن،شاعری یزدی-جیحون-1که خود شرابخواره و هم متهم‌ به بعض رفتار و اعتقادات دیگر بود و در هجو از مادر و پدر نیز نمی‌گذشت‌2باز برای ثواب‌ آخرت و جبران گناهان مخمسی پرداخت بس شیوا بدین مطلع: ای که فرو رفته‌ای به بحر تمنا ..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.