Skip to main content
فهرست مقالات

مشکلات نقادی در ادبیات فارسی

نویسنده:

(4 صفحه - از 8 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : ادبی، ناقد، نقد، شعر، شاعر، نقادی در ادب، نقادی در ادبیات فارسی، ناقدان بجای آن‌که ناموزونی شعر، انتقاد، پارسی

خلاصه ماشینی:

"از آنجا که نویسندگان پارسی زبان بنا به عللی که بحث در آن بیرون از حوصلهء این مقال‌ است هنوز نمی‌تواند با پیشهء نویسندگی زندگی کنند-مگر با یکی دو استثنای کاملا نادر-گروهی‌ از نویسندگان ما در پناه سیاست قرار گرفته‌اند و یا به کار تجارت پرداخته‌اند و یا به دنبال کارهای‌ دولت رفته‌اند و بطور کلی سوای شأن و منزلت ادبی،صاحب مقام و مرتبت اداری هستند و چون اثری‌ پدید میآورند و منتشر میسازند،ناقدی در کار ایشان می‌نگرد و آنرا بر محک نقد می‌زند، همین‌که میخواهد نظر خود را منتشر سازد مبتلای ملاحظاتی میشود که بیرون از مسیر طبیعی کارهای‌ ادبی است:از یک‌سو ناقد خود از بیم سطوت منقود چه بسا که میدان تهی می‌کند و سلاح نقد بر زمین‌ می‌نهد،و گاه نیز اگر ناقد دلیر باشد و از عاقبت کار خویش نهراسد،ناشری نمی‌یابد که جرأت کند نقدی را بر کتاب ادیبی اریب و سیاستمداری شهیر نوشته شده است بچاپ رساند و درین جاست که گاه ملاحظاتی ناشی از رعایت مصلحت،کار ناقد را دشوار و پای او را لنگ می‌سازد. گاه از نقد آثار نویسنده‌یی به کلی چشم‌پوشی میشود زیرا او پیوسته مقالاتی برای نشریاتی‌ می‌فرستد که این‌گونه انتقادات باید در آنها بچاپ رسد و مقالات آن نویسنده اگر همه قابل‌ درج نباشد لا اقل چندتای آن بتواند صفحاتی را پر کند و صاحبان آن نشریات بکار این نویسنده‌ چون خوشبختانه یا بدبختانه رایگان کار می‌کند،نیازمندند،صرفنظر از اینکه با او دوست هم هستند، و باوجوداین محظورات چگونه می‌توانند محک نقد بر کارش زنند؟ روزی سردبیر یکی از آن مجلات بمناسبت صحبتی در پیرامون مقالات آن نویسنده پیش‌ آمده بود،کشوی میز خود کشید و دسته‌یی انباشته از مقالات او را نشان داد و گفت:ببینید!من‌ رغبت نمیکنم اینها را چاپ کنم ولی صاحب مجله با این نویسنده دوست است و نمیخواهد او را از خود برنجاند و از مجله براند و ناچار باید نوشته‌های او را گاه و بی‌گاه چاپ کنیم!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.