Skip to main content
فهرست مقالات

غزل

شاعر:

(1 صفحه - از 25 تا 25)

خلاصه ماشینی:

"یحیی ریحان(اسپانیا) غزل اگر هزار هنر من به دوستی دارم‌ چو بی‌وفا نیم ای دوستان گنهکارم‌ روا بود نکند کس نگاهم از سر مهر بدین گناه که در دوستی وفا دارم‌ چون رفت یار و ز عشاق خویش روی بتافت‌ دگرچه فرق بود بین یار و اغیارم؟ زمانه روح مرا در تنور غم بگداخت‌ بساخت چرخ ستمگر ز عمر بیزارم... کجاست بمب اتم تا جهان کند ویران‌ خلاص سازد از این ورشکسته بازارم‌ کجاست عالم روشندلی که از ره مهر ز چهره پاک کند اشک چشم خونبارم؟ کجاست مرشد وارسته‌ای که با ارشاد دهد تسلی روح فسردهء زارم؟ کجاست هندوی مرتاض غیب‌دان؟مگر او ز ماوراء طبیعت کند خبر دارم‌ ز یار چون شدم آزرده،دل دهم به چه کس؟ چو از دیار شدم رانده،رو کجا آرم؟ ز هر رهی که برفتم،نبود جز بن‌بست‌ به هرکه دل بسپردم،نگشت دلدارم‌ بدرس و بحث نباشد مرا دگر رغبت‌ بکار عاشقی،آماده‌تر ز هر کارم‌ من آن کبوتر آواره‌ام که دست قضا نهاد نامهء اندوه و غم به منقارم‌ ز کوی یار یک ارزن وفا نمی‌روید مرا نگر که از آن در امیدها دارم!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.