Skip to main content
فهرست مقالات

احتجاجات و سؤالات و توضیحات

(5 صفحه - از 164 تا 168)

خلاصه ماشینی:

"منظور از ذکر این مقدمه آنستکه که از برکت آشنائی جناب ریحان که بنده لقب سرگردان‌ بایشان داده‌ام یأسم از مطبوعات ایران بامید مبدل گردید و بفیض زیارت و قرائت مجله ادبی و اجتماعی و تاریخی یغما نائل شدم ولی افسوس که جناب ریحان سکون و آرامی ندارند و بنده را اغلب در آتش فراق مجلهء یغما میسوزانند-آخرین دولت دیدارشان ده روز قبل دست داد که گویا از مهین مألوف مراجعت کرده بودند و بسی شکوه و شکایت داشتند و بظاهر فریبنده اروپا علاقه نشان‌ میدادند ناچار درصدد دفاع برآمد و برایشان تشریح کردم که تمام ایام جوانی را برای تحصیل‌ در اروپا گذرانیده‌ام و بعد از بیست و چند سالگی خدمت در اثر یک بیماری و عمل جراحی بدستور پروفسور آلمانی که مرا عمل کرد از ارتش کناره گرفتم و بجزایر کاناری برای استراحت رفتم و پنجسال اقامت کردم و بهبودی یافتم و اینک چون فرزندانم بدانشکده میروند و دولت ایران در این‌ کشور اداره سرپرستی ندارد شخصا در سرپرستی فرزندانم وقت میگذراندم و تجربیات گذشتهء خود را در تربیت آنان بکار میبردم تا برخلاف بعضی از جوانان کم تجربه گرفتار سعدی علیه الرحمه و بکار برند و برای جامعه خود مفید واقع شوند یعنی چون بدرخت گل رسیدند دامنی پر کنند هدیه اصحاب را بشرط آنکه بوی گلشان چنان مست نکند که دامنشان از دست برود و بجای گل خار و خشک هدیه‌ اصحاب سازند و بطور چاشنی و فی البدیهه این قطعه زشت و زیبا را برایش گفتم: کردم سفری بغرب و علم افزودم‌ با نیک و بد زمانه همدم بودم‌ در هر گذری و شهر و آباد دهی‌ میرفتم و میدیدم و می‌پیمودم‌ از هر نظری چه علم و دین و اخلاق‌ پیش‌اند و بسا که تجربت بنمودم‌ با مردم غرب نی کنم خود بقیاس‌ شرمم بود ارکه گویمت مردودم‌ و ز نقش و نگار و شهر و آبادانی‌ حسرت برم و غبطه که تن فرسودم..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.