Skip to main content
فهرست مقالات

بچه

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 268 تا 271)

کلید واژه های ماشینی : زن، دختر، مادر، ازدواج، پاکت، معشوقه‌اش، عشق، کاغذ، نگاه، دختر جوان

خلاصه ماشینی:

"تصمیم گرفته بودند مسافرت کلاسیک ماه عسل‌ را موقوف کنند و برای اینکه خستگی تشریفات روز ازدواج را طولانی نکنند میهمانی شب زفاف را منحصر به مجلس رقص مختصری با حضور عده‌ای از دخترعموها و اقوام نزدیک کردند که تا ساعت‌ یازده بیشتر طول نکشید و صبح روز بعد هم به همان پلاژ عزیزی بروند که عشق و پیوند زناشوئیشان‌ در آنجا جوش خورده بود. اما چون چشمش به دو کلمهء خیلی‌ فوری که خطی زیر آن کشیده بودند افتاد نتوانست خودداری کند و به زنش گفت:«اجازه میدهی‌ دوست من؟» بعد پاکت را باز کرد و خواند. برس بدون اینکه کلمه‌ای ادا کند طفل را گرفت،بوسید و به سینه‌اش چسباند بعد چشمانش‌ را که پر از اشک بود بسوی شوهرش کرده گفت: «گفتی مادرش مرده است؟»شوهر جواب داد«آری،چند دقیقه قبل... »آنوقت برس آهسته گفت: «بسیار خوب،ما او را بزرگ خواهیم کرد» دکتر صدارت نسیم‌ بت‌شکن دلت ملول نگردد گر ای گل از سخنم‌ چو غنچه از دل صد پاره پرده برفکنم‌ ز دل مپرس که خون گشت و شد ز دیده برون‌ ز جان مگوی که عمری بود اسیر تنم‌ مرا بتی بود این«من»که میبرد ز رهم‌ بیا وز آن برهان ای خلیل بت‌شکنم‌ بزرگواری و آزادگی و خدمت خلق‌ ز من مخواه که خود بنده و اسیر«منم» عزیز من بود آنکو چو یوسف از بن چاه‌ برآورد بکمال کرم ز خویشتنم‌ سعادتی است که بیگانه نیستم از عشق‌ اگر نه سرو و گلستم گیاه این چمنم‌ مشام جان شنود بوی عشق از نفسم‌ بگوش دل رسد آهنگ عشق از سخنم‌ شکسته بال و قفس‌دیده و خزان زده‌ام‌ «نسیم»مژده‌ای آور ز سوسن و سمنم"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.