Skip to main content
فهرست مقالات

دو قلو

نویسنده:

(8 صفحه - از 353 تا 360)

کلید واژه های ماشینی : دوقلو، زن، رفیق، آب، جوانی، میرزا باقر، خدا، پول، آدم، شباهت

خلاصه ماشینی: "حاجی خان که در میان ما از همه سالخورده‌تر و باتجربه‌تر بود گفت من مخالف علم و تجربه‌ نیستم ولی معتقدم که هر قاعده و قانونی استثناهائی هم دارد چنانکه خود من شخصا دو برادر دوقلو را میشناختم که هرچند در یک خانواده و یک مدرسه و یک محیط بزرگ شده و صورة هم با یکدیگر نهایت شباهت را داشتند بطوریکه خود من یک روز بیکی از آن دو پولی قرض داده بودم یقهء دیگری را گرفته مطالبه میکردم معهذا از لحاظ سیرت و اخلاق هیچ شباهتی با هم نداشتند و حتی‌ میتوان گفت که مانند روز و شب و سیاهی و سفیدی ضدونقیض یکدیگر بودند. یادم هست نقاشهای جوان طهران نمایشگاهی از کارهای خود راه انداخته بودند و میرزا باقر با جوش و خروش تمام چنانکه گوئی نمایشگاه کارهای خودش است بپول خود دعوت نامه‌ها باطراف‌ میفرستاد و مخبرین جراید را دعوت میکرد و میهمانی میداد و شبها دیر میخوابید و صبحها زود بیدار میشد که این نمایشگاه با کامیابی هر چه تمامتر پایان یابد در صورتیکه وقتی به برادرش میرزا طاهر گفتیم که چرا بتماشای نمایشگاه نمی‌آئی گفت چرا خود چیزها و آدمها را نبینم که بیایم تصویرشان‌ را تماشا کنم و باز اعتنائی نکرد و باز شاگرد اول کلاس شد و در موقع امتحانات آخر سال بهترین‌ جایزه‌ها بدست آورد و بنظر تحقیر بما نگریست. اشخاصی که دورش را گرفته بودند با لبخندهای مخصوصی که تعلق به متملقین خوش‌آمدگو دارد سخنانش را گوش میدادند اما او مانند تنهء درخت برومندی که مردم را در زیر سایهء فرخندهء خود ریزه خوار خوان خود(خوان‌ گسترده‌ای که چشمها را گرسنه میکند ولی هرگز شکمی را سیر نمی‌نماید)بداند التفاتی باین لبخندها و باین خوش آمد گوئیها نداشت و معلوم بود که ته دلش قرص است که احدی با این روباه بازیها نمی‌تواند او را فریفته لطمه‌ای بجیب و کیسه‌اش وارد سازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.