Skip to main content
فهرست مقالات

سایه روشن

نویسنده:

(5 صفحه - از 22 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : پارک، اتابک، شاه، باخت، جشن، توپ، صدراعظم، میرزا علی اصغر خان اتابک، عین‌الدوله، دور

خلاصه ماشینی:

"در بهار این سال صدراعظم جشن عروسی دو تن از پسرانش میرزا عبد الله خان و میرزا احمد خان را برپا ساخت و دو برادرزادهء خود دختران میرزا اسمعیل‌ خان امین الملک را که چندسال پیش از جهان رخت بربسته بود بآنان ارزانی داشت. قاعدة من نمیبایست میپذیرفتم زیرا هنگامهء«قاچاق»بود و برد من منحصر به آوردن قشه‌ (طاس جفت)آنهم قشهء درشت،ولی بفکر آنکه یک تخته بیشتر باخته باشم بر گردان حریف را قبول کردم و بقصد باخت طاسها را برصفحهء نرد غلتانیدم ولی آنجا که«آمد»را سر یاری است‌ کجا«نیامد»را یارای میدان داری؟طاسها غلطیدند و دو پنج نشستند!غریو از حضار برخاست‌ و عین الدوله با چهره‌ای برافروخته و دیدگانی اخگربار تاوان نداده از جا برخاست و نک‌پائی بر تخت زده و بیرون رفت. دیدی ای دل که ره عشق چه پر بیم و خطر بود زین سفر حاصل ما چشم تر و خون جگربود چون ببازار محبت بجز از مهر نبردیم‌ سود ما بر سر سودای غمش جمله ضرر بود نی چنین سوخته‌دل بودم و سرگشته اگر خود شعلهء آه مرا در دل سرد تو اثر بود در شب هجر که میسوختم از حسرت دیدار آنکه بوئی ز تو آورد مرا باد سحر بود ای خوش آن روز که در حلقهء عشاق بصد ناز چشم میگون ترا با من بد مست نظر بود یاد آن بوسهء مستانه هنوزم برد از دست‌ زانکه یاقوت ترا بوی گل و طعم شکر بود تا که از عشق فرحزای تو دل داشت صفائی‌ در سرم شور دگر،در دل و جان شوق دگر بود گر خطا بود دل اندر خم گیسوی تو بستن‌ کندن دل ز سر کوی تو صد بار بتر بود بازم آغوش نوازش ز سر مهر گشودی‌ گر ترا از دل دیوانهء مسحور خبر بود"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.