Skip to main content
فهرست مقالات

هشتاد و پنج سال زندگی در چند صفحه

نویسنده:

(5 صفحه - از 119 تا 123)

خلاصه ماشینی:

"پدرم که برای باز آوردن او فعالیت بسیار میکرد لازم دانست با وی ملاقات کند و بعنوان کسب اجازهء عروسی من برای رفتن به قم از صدراعظم وقت‌ امین الدوله تقاضای موافقت کرد،ولی چون با مخالفت او مواجه شد مستقیما از شاه استدعای مرخصی‌ کرد و مقبول افتاد. جشن عروسی در تالار آئینه منعقد شد و هم‌ در آنجا مراسم دست بدست دادن عروس و داماد بوسیلهء پدرم انجام گرفت ولی چون اتابک دور از تهران بود مجلس جنبهء خصوصی داشت و تنها از خویشاوندان و نزدیکان که از زن و مرد بالغ‌ بر چهارصد تن میشدند در اندرونی و بیرونی پذیرائی بعمل آمد. مادام که شاه در لشکرک بسر میبرد هر شب که زودتر از حضور مرخص میشدم‌ در دم سوار بر توسنی رهوار شده با یک تن جلودار از گردنهء قوچک سوی حدیقه میتاختم و قسمتی‌ از شب را در کنار همسرم گذرانده پیش از طلوع آفتاب از همان را ه باردوگاه باز میگشتم و اغلب‌ چنان زود میرسیدم که شاه هنوز در خواب بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.