Skip to main content
فهرست مقالات

هشتاد و پنج سال زندگی در چند صفحه

نویسنده:

(9 صفحه - از 212 تا 220)

کلید واژه های ماشینی : حاج میرزا ابو القاسم، شاه، اعتصام السلطنه، سفر، پدر بزرگم دوستعلی خان نظام‌الدوله، باغ، اتابک، کشتی، میرزا ابو القاسم فرزند بزرگ، میرزا نعمت‌الله خان قنسول ایران

خلاصه ماشینی: "روز دیگر هنگامی رسیدم که مظفر الدین شاه سرگرم تماشای تفنگهای اهدائی«لئوپلد»بود پس از دیدن تفنگها که براستی ممتاز و گرانبها بودند و شنیدن شرح شکار روز گذشته(شاه خود سه‌ شوکا صید کرده بود)آهنگ مرخصی کردم ولی شاه گفت:«قرار است امروز دو تن از بانوان‌ که در علم«هیپنوتیسم»و«تلپانی»شهرتی بسزا دارند درحضور ما هنرنمائی کنند تو هم‌ برای تماشا بمان. پدر بزرگم دوستعلی خان نظام الدوله معیر الممالک پس از ساختن مسجد بزرگی در قسمت شرقی‌ منزل خود که امروز نیز مسجد معیر خوانده میشود همه ساله در ماههای سوگواری برای مدت ده روز مراسم تعزیه‌داری حضرت سید الشهدا(ع)را در آنجا منعقد میساخت و پس از او پدرم این کار را ادامه میداد. حاج میرزا ابو القاسم از روی استهزاء خنده‌ای کرده و گفت:ذمهء اعتصام السلطنه از این‌گونه‌ اتهامات سخیف بری است و تا آنجا که اطلاع دارم با آنکه در حساب مخزن و کم و کاستی وجود نداشته‌ باز برای ایذاء او دست باقداماتی زده شده که از مقام صدارت انتظار نمیرفت. من با موافقت حاج میرزا ابو القاسم چنان کردم و چون‌ با عین ا لدوله روبرو شدم و طبق معمول سلام کردم او با لحنی که میکوشید بزحمت آنرا ملایم و دوستانه سازد جواب داد:«سلام بر آقای گریز پا!»آنگاه سخن بسیار گفته شد و سرانجام مقرر گردید که فردا بمعیت او بحضور شاه روم و مخلع شوم،روز بعد با صدر اعظم بحضور رفتم و عین الدوله‌ بشاه گفت:آنچه که دربارهء اعتصام السلطنه بعرض رسیده از روی اشتباه بوده و بر من ثابت شده که‌ او سوءنیتی نداشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.