Skip to main content
فهرست مقالات

دریای حادثات

شاعر:

(1 صفحه - از 465 تا 465)

خلاصه ماشینی:

"این وسوسهء دهشت‌انگیز سرانجام چنان نیرو گرفت که‌ مجبور شدم ناگهان دست او را رها نمایم،روی از او برتابم و بگوشهء دیگر قایق بشتابم. اینحالت در برابر حالت قبلی که از چنگ آن رها شده بودم‌ بی‌لطف و خوشی نبود،بشدت و هایهای دیر زمانی گریستم و سرانجام تسکین خاطر خاطر یافتم. ادیب برومند دریای حادثات پروانه‌وار گرد تو پر میزند دلم‌ تا چون کنی تو با دلم،ای شمع محفلم؟ تا دل ربودی از کفم ای غافل از خدای‌ شب تا بصبح ناله کنم:کای خدا دلم! افتاده‌ام بورطهء دریای حادثات‌ کو تخته پاره‌ای،که رساند بساحلم؟ باب خرد ز دفتر اوصاف من بشوی‌ کز عقل چاره‌جوی،نشد حل مشکلم‌ از راه ماندهء توام ای میر کاروان‌ خود همتی رسان،که رساند بمنزلم! یک لحظه غافل از تو کجا میتوان شدن‌ هرجا که رو کنم توئی آنجا مقابلم! کارم بجان کشیدن بار فراق توست‌ از کاروبار خویش،مپندار غافلم‌ جانی ز دست عقل بدر برده‌ام(ادیب) ناصح چه کوشد اینکه کند باز،عاقلم؟"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.