Skip to main content
فهرست مقالات

صاعقه ما ستم اغنیاست

نویسنده:

(4 صفحه - از 36 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"پروین گفتگوی برزگر جهاندیده و پسر سلحشور او را که‌ هنوز در نبرد زندگی،آبدیده و کارآزموده نگشته این گونه‌ به رشته تحریر درآورده است: «گفت چنین:کای پدر نیک رای‌ صاعقهء ما ستم اغنیاست‌ پیشهء آنان همه آرام و خواب‌ قسمت ما درد و غم و ابتلاست‌ قوت به خوناب جگر می‌خوریم‌ روزی ما در دهن اژدهاست‌ از چه شهان ملک ستانی کنند از چه به یک کلبه تو را اکتفاست؟ چند شود بارکش این و آن‌ زارع بدبخت،مگر چارپاست‌ عدل،چه افتاد که منسوخ شد رحمت و انصاف چرا کیمیاست‌ زانده این گنبد آیینه گون‌ آینهء خاطر ما بی‌صفاست‌ آنچه که داریم ز دهر،آرزوست‌ آنچه که بینیم ز گردون،جفاست و پدر می‌گوید: پیر جهاندیده بخندید کاین‌ قصهء زور است،نه کار قضاست‌ مردمی و عدل و مساوات نیست‌ زان،ستم و جور و تعدی رواست‌ پیش که،مظلوم برد داوری‌ فکر بزرگان همه آز و هواست‌ رشوه نه ما را که به قاضی دهیم‌ خدمت این قوم،به روی و ریاست‌ بار خود از آب برون می‌کشد هر کس اگر پیرو و گر پیشواست‌ مردم این محکمه اهریمنند دولت حکام ز غصب و رباست‌ آنکه سحر حامی شرع است و دین‌ اشک یتیمانش گه شب غذاست‌ لاشه خورانند و به آلودگی‌ پنجه آلوده ایشان گواست‌ خون بسی پیرزنان خورده است‌ آنکه به چشم من و تو پارساست»."

صفحه:
از 36 تا 39