Skip to main content
فهرست مقالات

پنجاهمین سال تاسیس روزنامه نسیم شمال و ذکر خیر مؤسس بزرگوار آن سید اشرف الدین گیلانی (قزوینی)

نویسنده:

(9 صفحه - از 121 تا 129)

کلید واژه های ماشینی : سال تاسیس روزنامه نسیم شمال، نسیم شمال، روزنامه، سید اشرف‌الدین گیلانی، روزنامه نسیم شمال و ذکر، زنبق سرخ، مرد، اشعار، مردم، نسیم شمال و ذکر خیر، شاعر، شهر، سید نسیم شمال داستانی، زبان، داستان، خدا، سید اشرف‌الدین قزوینی معروف، آب، سخن، پنجاهمین سال، ایران، تاریخ، ذکر خیر مؤسس بزرگوار، معروف، شهر فلورانس، خواه، نیسم شمال، اشرف‌الدین قزوینی معروف به گیلانی، سید بزرگوار، گرد

خلاصه ماشینی: "از آن جمله در وصف فلورانس‌ میگوید«جامی است از زر و ءاج و مینا پر از گل و ریحان»،در هیچ نقطه‌ای از نقاط دنیا طبیعت باین درجه نازک‌کاری و لطف طبع و ذوق سرشار بکار نبرده است،و باید معتقد بود خدائی‌ که تپه و ماهورهای موزون این شهر را ساخته هنرمند کامل بوده،یعنی در عین حال هم بزرگوار و هم مصور و هم مدال‌ساز و هم سنگتراش و پیکرنگار و هم نقاش و هم آهنگری استاد بوده است، و خلاصه آنکه از اهل همین فلورانس بوده است،یعنی از زاده‌های این شهری که معروف است‌ روزی یک نفر از مردم آن در یکی از کلیساها شمعهائی را که مؤمنین در پای مجسمه حضرت عیسی‌ روشن کرده بودند برداشته بپای مجسمه دانته شاعر معروف برد. شولت،ازین قبیل سخنان در«زنبق سرخ»بسیار دارد و چون خداوند او را شاعر خلق‌ کرده است گاهی نیز بسخنان خود وزن و قافیه میدهد،و بقول خودش بوزن شعرهای قدیمی فرانسوی‌ ابیاتی«ساده و بینوا»می‌سازد،و برای رفقای فلکزده چون خود او بی‌کس و بی‌کار میخواند و تفسیر میکند،از جملهء این اشعار قطعه‌ایست باسم«نیاز آفتاب»که دارای شش بند دو بیتی است و ترجمه‌ بسیار تحت اللفظی بعضی از ابیات آن از اینقرار میشود: «من خدای خودم را حمد و ثنا میگویم که این دنیای مطبوع و روشن را» «آفریده که بارادهء او ما در انتظار مرگ در آنجا بسر میبریم» «ای پروردگار تو این دنیا را پر از زر و زمرد و لاجورد ساخته‌ای» «مانند نقاشی که کتابی را تصویر می‌کند» «من تو را حمد و ثنا میگویم چون سلطانی مانند آفتاب آفریده‌ای» «که بتمام مردم نور می‌بخشد و او را همانقدر که زیباست نیکوکار آفریده‌ای» *** «ترا حمد و ثنا میگویم چون برادرم باد را آفریده‌ای» «و خواهرم ماه،و خواهرانم ستارگان را آفریده‌ای» «و در صفحهء آسمان نیلگون ابرهای متحرک را روان ساخته‌ای» «و دیبای بخارهای صبحگاهان را بر افق دور گسترده‌ای» *** «ترا ستایش میکنم که این زمین پر از نیرو را ساخته‌ای» «با سر و سینه‌ای بگل و ریحان آراسته» «غذا میدهد،و مردمانی که ترا دوست میدارند و بینوایان و گداها» «همینکه اشکشان از دیدگانشان فروریخت ملائکه جمع نموده بحضور تو می‌آورند» «ترا ستایش میکنم برای برادرم زندگی و برای برادرم مرگ» اکنون میرسیم بجائیکه گریزگاه این مقاله است و تمام این مقدمات را که امیدوارم بکلی زاید بشمار نیاید بدان مقصود چیدم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.