Skip to main content
فهرست مقالات

سیر و سیاحتی در مثنوی مولانا (امثال و حکم)

نویسنده:

(8 صفحه - از 439 تا 446)

کلید واژه های ماشینی : مثنوی، مثنوی مولانا، شیر، مصراع، گر، زبان، مرد، حق، اصطلاحات، جمله، امثال و حکم، مصطلح، معروف، پیر اندر خشت، چونکه، توان رفتن ببام شیر حق، مشهور، در مثنوی، ابیات و مصراعهای، نام احمد نام جمله، حکم و امثال فارسی مصراعهائی، مصراعها و ابیات، قبیل ابیات، شیر بی‌دم و سر، ده، حلم حق، ابیات معروف، باد شیر، کودک سر و کارم، کار

خلاصه ماشینی: "بعضی از آنها را یادداشت کرده‌ام که از آن جمله است مصراعها و ابیات ذیل که پاره‌ای از آنها بیشتر و بعضی کمتر در گفته و نوشتهء ما ایرانیان اغلب برسم مثال استعمال میگردد: دشمن طاوس آمد پر او این همه آوازها از شه بود گرچه از حلقوم عبد الله بود بعد نومیدی بسی امیدهاست‌ مه فشانده نور و سگ عوعو کند هرکسی بر خلقت خود می‌تند گفت پیغمبر باصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار نفس اژدرهاست او کی مرده است‌ از غم بی‌آلتی افسرده است‌ ده مرو ده مرد را احمق کند شیر بی‌دم و سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا هم نافرید عاقبت جوینده یابنده بود این وطن مصر و عراق و شام نیست‌ این وطن جائی است کو را نام نیست‌ چشم باز و گوش باز و این ذکا خیره‌ام در چشم‌بندی خدا بعد نومیدی بسی امیدهاست‌ از پس ظلمت بسی خورشیدهاست‌ چونکه صد آمد نود هم پیش ماست‌ لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای‌ چونکه با کودک سر و کارت فتاد هم زبان کودکان باید کشاد خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت برین تقلید باد شیر را بچه همی ماند بدو تو به پیغمبر چه میمانی بگو یاد یاران یار را میمون بود جای گل گل باش و جای خار خار آنچه میگویم بقدر فهم تست‌ مردم اندر حسرت فهم درست‌ چون قضا آید طبیب ابله شود مثنوی هفتاد من کاغذ شود شکر نعمت نعمتت افزون کند آنچه اندر آینه بیند جوان‌ پیر اندر خشت بیند بیش از آن‌1 لطف حق با تو مداراها کند چونکه از حد بگذرد رسوا کند خوشتر آن باشد که سر؟دلبران‌ گفته آید در حدیث دیگران‌ هر که را پیرش چنین گمره بود کی مریدش را بجنت ره بود من کیم لیلی و لیلی کیست من‌ هر دو یک روحیم اندر دو بدن‌ تا نگرید ابر کی خندد چمن‌ تا نگرید طفل کی جوشد لبن‌ مدتی این مثنوی تأخیر شد مدتی بایست تا خون شیر شد و همچنین ابیات و مصراعهای بسیار دیگری که معروف است و در کتاب گرانبهای«امثال و حکم» مرحوم دهخدا عموما آمده است،ولی در حین مطالعهء«مثنوی»بر بنده معلوم گردید که ابیات و مصراعهای بسیاری هم هست که از لحاظ ایجاز و لطف و معنی شایسته است که در افواه جاری گردد و حکم ضرب المثل را پیدا کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.