Skip to main content
فهرست مقالات

یادی از استادان دارالمعلمین عالی

نویسنده:

(4 صفحه - از 358 تا 361)

خلاصه ماشینی:

"من در آنجا به تقلید تاریخ معجم از زبان حال خدمه چند سطر شعر گفته بودم که‌ هیچکدام مورد پسند مرحوم اقبال واقع نشد و بمن گفت باباخان،تو شاعر نیستی، و شاعر هم نمیشوی بیخود خودت را زحمت نده!ولی من اصرار کردم که حالا این دفعه‌ شما این اشعار را اصلاح کنید و من قول میدهم دیگر گرد شاعری نکردم،و مرحوم‌ اقبال در ظرف چند دقیقه این اشعار را که زبان حال کنیزان نادرشاه بود،سرودند: چو شب گردد از نور خورشید روز شود مهر تابنده گیتی فروز خبر گیرد از طوق گم گشته شاه‌ تن جملگی را بسازد تباه‌ غضب بر همه خادمان آورد ز جرم یکی زان میان نگذرد گر این طوق گمگشته پیدا شود بشاهنشه این آشکارا شود که تا ما درین بار گه بوده‌ایم‌ همه خادم پادشه بوده‌ایم‌ بجز راستیمان دگر ره نبود که مان قبله‌ای هیچ جز شه نبود در خاتمه از درگاه حضرت احدیت میخواهم که روح پر فتوح آن استاد فقید ارجمندم را همواره خرم و شاداب بدارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.