Skip to main content
فهرست مقالات

از خاک «راه بر» تا کاخ گلستان

نویسنده:

(5 صفحه - از 449 تا 453)

کلید واژه های ماشینی : آقا محمد خان، کرمان، پاریز، شاه، تاریخ کرمان، تاریخ، آقا محمد خان متوجه فتح، لطفعلی خان، بابا خان، راه‌بر، دختر، زن، لطفعلی خان قلاع معروف، طایفه، آقا محمد خان و لطفعلی، شهر کرمان، محمد خان و لطفعلی خان، لطفعلی خان به فتح قلاع، کرمان بدست آقا محمد، مقاومت، خبر قتل آقا محمد خان، مردم، شهر، فاطمه خانم، تاریخ عضدی، قوم، خاقانی، بقول، بقول نویسندهء تاریخ عضدی، قلعهء

خلاصه ماشینی: "بابا خان شنیدن این خبر را در شب زفاف فاطمه خانم،که نام او هم تغییر یافته و تبدیل به‌ سنبل باجی شده بود،به فال نیک گرفت و بیشتر به این دختر که از اسرای کرمان بود تمایل‌ و علاقه پیدا کرد،طولی نکشید که بابا خان بتخت نشست(اوایل 1212)و این مصراع مادهء تاریخ او شد:«ز تخت آقا محمد خان شد و بنشست بابا خان»،یا بروایت دیگر همان کلمهء بابا صورت تاریخ جلوس اوست:ب ا ب ا 1212 بقول ناسخ التواریخ:«این دختر که موسوم به‌ فاطمه خانم بود بعدها به سنبل باجی معروف شد و مدتها در حرم‌[فتحعلی شاه‌]ماند و از زنان مورد توجه او بود،2. شاهزادگانی که بودند برای هریک غذا می‌کشید،اگر از برابر خودشان به قسمت‌ دیگران دست درازی میکردند نهیب میداد،مکرر با کفگیر بر سرشان زده بود!»3 واقعا تقدیر چیست؟دختر دهاتی کفش‌دوز راه«بری»را که اغلب اواخر سال به نان جو و ارزن‌ هم دست نمی‌یافت بجائی میرساند که بر سر شاهزادگان کفگیر میکوبد و دختری که زردی و لاغری‌ او زبانزد بود چنان شمع جمع پادشاه میشود که:«عبد الله میرزای دارا او را حمیراء میگفت‌4» این دختر رابری فرزندانی نیز برای شاه آورد،احمد علی خان وزیری گوید:«نواب والا فتح الله میرزای شعاع السلطنه و فخر الدوله و والیه از آن مخدره متولد شدند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.