Skip to main content
فهرست مقالات

انسان بدون آرمانشهر

مترجم:

(2 صفحه - از 60 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"رویگردانی او از پرداختن‌ به امور عادی و کلیشه‌ای و این آرزو که‌ بتواند در نوشته‌هایش حتی شخص خود را نیز دچار حیرت سازد،به آثار او هیجانی درونی و حیاتی می‌بخشید که‌ در جزءجزء آن هویدا بود. گرچه بیشتر چیزهایی که می‌بیند، موجب ترس و وحشت او می‌گردد،اما با این طرز تفکر آنجا را ترک می‌کند که‌ خدا سیاه‌پوستان را برای کارکردن برای‌ سفیدپوستان آفریده است. از آنجایی که‌ وی قادر به درک اثرات منفی برده‌داری‌ روی برده و برده‌دار نیست،متقاعد می‌شود که بخاطر مواجهه برده‌دار با برده‌هاست،که سفیدپوستان خوب‌ مسیحی رفتار زننده‌ای از خود بروز می‌دهند. کاریل‌ فیلیپس،با مقایسه این دو شخصیت‌ داستان خود چه منظوری دارد؟کارل‌ فیلیپس در آثار افسانه‌ای و واقعی خود، علاقه‌مند به نشان دادن شگردهای‌ استعمار،تضادهای اصلی آن و ریشه‌ تناقض حضور سیاه‌پوستان در غرب است. فیلیپس در مقاله خود در سال 7891 به‌ نام«قبیلهء اروپایی»،نتیجه می‌گیرد که‌ اروپاییها بخصوص انگلیسیها باید برای‌ پاکسازی خود از جنایاتی که علیه آفریقا و بقیه جهان سوم مرتکب شده‌اند دست‌ به یک تهذیب بزنند،تا به یک زندگی‌ سالم دست یابند. این‌ تضاد-که ممکن است حل شده و یا لاینحل باقیمانده باشد-در هر دو رمان‌ فیلیپس به چشم می‌خورد و در عین حال، موضوع فرعی دیگری نیز وجود دارد که‌ بعنوان میراث استعمار ذکر شده است: «انسانهایی که ما(استعمارگران)بدانها تسلط می‌یابیم،کسانی هستند که اثرات‌ همیشگی استعمار در آنها باقی‌ می‌ماند. سبک‌ نگارش این داستان،به سیاق اول شخص‌ مفرد است که در آن،یک جوان آفریقایی‌ دستگیر می‌گردد تا بعنوان برده فروخته‌ شود،اما در جریان بردگی وی،درست‌ مثل اقامت کمبریج در لندن،وقفه‌ای‌ بوجود می‌آید."

صفحه:
از 60 تا 61