Skip to main content
فهرست مقالات

چند کلمه از لهجه هروی و کتاب طبقات الصوفیه

نویسنده:

(7 صفحه - از 65 تا 71)

کلید واژه های ماشینی : کلمه، ایذ، کتاب، معنی، درواخ، بیرایه، لغت فرس، کلمه از لهجه هروی، لهجه هروی و کتاب، فرس قدیم

خلاصه ماشینی:

"ایوانوف نخستین کسی بود،که بعد از ملاحظهء تحلیلی نسخهء کلکته باین نکته پی برد،و در مقالت مفصلی که بر طبقات صوفیه و لهجهء هروی در شمارهء اول سال 1923 مجلهء انجمن آسیائی شاهی‌ لندن نوشت،باین نکته اشاره کرد،که در کتاب طبقات صوفیه(ایذ)بارها آمده،و در وهلهء نخستین‌ چنین بنظر می‌آمد،که این کلمه(آید)است. مرحوم عباس‌ اقبال در حاشیه افزوده که:در یکی از نسخ خطی لغت فرس بجای استقصاء،استقسا بود،و کاتب‌ استقصاء را به استسقاء تحریف کرده،و شمس فخری در معیار جمالی همین را ضبط کرده درین بیت: حسود جاه تو بی آب در تموز فتن‌ مباد جز به بیابان فتاده در آمار؟ ولی چون معیار جمالی کتاب بسیار موثوق و معتبری نیست نمیتوان بر آن اعتماد تمام نمود. این کلمه مرکب است از گشنه(گرسنه)که تاکنون در فارسی افغانستان مستعمل است، و در فارسی گسن و گسنه هم بود(برهان 1821)در آخر آن پسوند(امار)ملحق شده که جهانگیری‌ نیز بسند قول انصاری جزو اول آنرا گسن و دوم را آمار به معنی نهایت طلبی پیداشته،ولی نویسندهء فرهنگ نظام توجیه بیجائی کرده،که جزو دوم آن اهار بمعنی غذاست(؟)(4/397)،پس اصل‌ کلمه را گسنامار،و گشنامار توان خواند به معنی جوع و گرسنگی،کمال اسمعیل راست: آن پیر گسنه را که نبود آه در جگر آروغ امتلا زند اکنون ز خوان شکر ته در(ص 79)گوید:«الله تعالی ته بخویشتن از خویشتن بمیراد،ته بخویشتن از خویشتن‌ بمپوشاد»اگرچه این ضمیر در یک نسخه(نه)است،ولی در نسخهء نور عثمانیه(ته)نوشته شده، و بر حاشیه معنی آن را هم نوشته‌اند(یعنی ترا)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.