Skip to main content
فهرست مقالات

در آستان مرگ

شاعر:

(1 صفحه - از 339 تا 339)

خلاصه ماشینی:

"بنا نهاده‌اند؛همان است و همان نیست همان سنگ‌ و همان درخت و همان پنجره هست،ولی چیزی از آن کم شده،چیزی بسیار عزیز و بسیار مهم،نامرئی‌ و بیان‌ناپذیر. دکتر محمد علی اسلامی ندوشن شهر عجیب!سرچشمهء بزرگترین فسق‌ها و بزرگترین فضیلت‌ها؛از پستانهایش‌ هم زهر می‌تراود و هم نوشدارو،هم خواهر سعادت است و هم فرشتهء عذاب. دکتر رجائی استاد دانشکدهء ادبیات مشهد در آستان مرگ بیماریم کشید سوی آستان مرک‌ دیدم بچشم خویش کران‌تاکران مرگ مرگ آزمود و درخور خویشم نیافت،باز نیکو برون نیامدم از امتحان مرگ یا غم به رنج گفت مدد کن که یار رفت‌ رنج آمد و گرفت مرا از دهان مرگ کاینک هزار گونه غمت چشم بررهند نتوان پناه جست و شد اندر امان مرگ هر محنتی که هست ز آثار زندگی است‌ آرامش است و بی‌خبری در جهان مرگ زیرا که تا بهوش بدم تن برنج بود و آسود آنگهی که بدم همعنان مرگ باز آمدیم و با غم گیتی بساختیم‌ تا کی رهیم از غم آید زمان مرگ"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.