Skip to main content
فهرست مقالات

غزل

شاعر:

(1 صفحه - از 331 تا 331)

خلاصه ماشینی:

"قائم مقام جواب میدهد تدارک لوازم پذیرائی آنها زحمت دارد مرخصشان کنید بروند و فردا بیایند. شاهزاده از این جواب که اگرچه محرمانه ولی سربالا بوده مکدر می‌شود ولی‌ چیزی بروی خود نمیآورد و صحبت را با خانم‌های هرات امتداد میدهد. میرزا حسن مستوفی که‌ حاضر بوده موضوع را به تفرس درک می‌کند و فورا از چادر بیرون میآید و به پیشکار خود دستور تدارک پذیرائی خانم‌ها را میدهد. کم‌کم شب نزدیک می‌شود و خوانین هرات اظهار میکنند ما را مرخص کنید برویم فردا صبح برای ختم مذاکره بیائیم. شاهزاده همینکه از تهیه شدن وسائل پذیرائی مطمئن‌ می‌شود طوری مجلس را اداره می‌کند و در آخر کار آنها را برای شب نگاه میدارد که گوئی این‌ پذیرائی بی‌سابقه بوده است و مایهء آبرومندی دستگاه شاهزاده می‌شود. شاه گفت همین‌طور است‌ که میگوئید ولی میرزا حسن یک شب در پشت دیوار هرات آبروی مرا حفظ کرده است میخواهم‌ آبرومندش کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.