Skip to main content
فهرست مقالات

دو ساعتی با مردی ادیب و دانشمند

نویسنده:

(5 صفحه - از 344 تا 348)

کلید واژه های ماشینی : اصفهان، تنباکوی، شیخ جابری با سید جمال‌الدین، پیر، خر مرده‌شو سر خرت، سید جمال‌الدین باشارهء جابری، سید محمد علی جمالزاده، خر خر، طهران، شیخ علی فالج

خلاصه ماشینی:

"در همان کتاب قطعه مفصل دیگری آمده است در 89 بیت که در سن جوانی گفته و پاره‌ای از ابیات آن از اینقرار است: تافتم از پیچ و تاب گردش گردون‌ سوختم از جهل و جور جامعه دون‌ چند درین تنگنا مشیمه خورم خون‌ خوردن خون بس نشد بکودک مسجون‌ زن مشو و حامله بشهوت مردان‌ مرد شو و فیض بخش نطفه موزون‌ از خط و خال زمان قریب مخور هیچ‌ زهر به مهر گیاه و مار به همیون‌ خواهی اگر نسل و عقل و حال و تن و جان‌ بگذر از مسکر سم‌آور و افیون‌ نشنودی پند جابری بجز آن کس‌ از ازلش بهره بوده طالع میمون و باز قطعه دیگری دیده می‌شود که جابری در حقش نوشته«بهفتاد سالگی روزگار خود را پارسی سره گفتم»و این چند بیت اول قطعه اینست: ببین ای جابری،ای پیر فرسود که بودی از خرد بی‌بهر و نابود بهر سالی که بگذشت از تو بهری‌ بدل خوردت هزاران نیش زهری‌ کنون روزت به هفتاد اوفتاده است‌ که رختت خانهء باد اوفتاد است... هر چند سابقا قسمتی از این نامه در مجلهء«یغما»در ضمن شرح حال سید جمال الدین مندرج گردیده‌ است(شماره‌های خرداد و تیر و آذر و دی 1333 شمسی)ولی برای اینکه خوانندگان عظام زحمت‌ مراجعه به«یغما»نداشته باشند قسمتهائی از آنرا در اینجا نقل مینمائیم ولو آنکه تا اندازه‌ای‌ خارج از موضوع نیز باشد ولی مگر نگفته‌اند:« خوشتر آن باشد که ذکر دلیران‌ گفته آید در حدیث دیگران»: «قربانت شوم یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود،وا حسرتا من فراق قوم هم المصابیچ و الحصون،عجب اشتباه بزرگی کرده بودم که طهران را بهتر از اصفهان و عروس ایران میدانستم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.