Skip to main content
فهرست مقالات

من و خان های بزرگ

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 353 تا 356)

کلید واژه های ماشینی : استخر، بازار، شهر، پشمی، مغازه، مسجد، دور، آب، فروش، آب استخر

خلاصه ماشینی:

"بجائی که در فضای آزاد آفتابی، قریب هزاران شهر شرقی،با مسجد و مناره(سر برافراشته) در میان باغهای ریگزار قرار گرفته و اجناس خوب از دور و نزدیک برای خودش در بازار آویخته شده است. روز دیگر،ما قسمت کمی از تبریز امروز یعنی:مدارس،کتابخانه ملی بنا شده‌ با اعانهء خصوصی مردم،نخستین کتابخانهء کودکان ایران-ضمیمه همین کتابخانه- فروشگاهها و مغازه‌های طول یک خیابان اصلی سه میلی که از یکی از آنها لباس کش‌ پشمی با طرح ارمنی خریدیم و همچنین هتل و فرودگاه را دیدیم. پس از یکی دو میل راه پیمائی در خیابان اصلی،پیچ خوردیم و از قرن نوزدهم‌ دور شدیم و بقسمت قدیمی شهر روی آوردیم؛اما هرچه پیشتر می‌رفتیم جاده بیشتر باریک‌ و تاریک می‌شد،تا سرانجام به مرکز فروش قرون وسطائی جدیدی بنام بازار رسیدیم. اما تا آنها را گشودیم من دوباره صدای‌ درهم آمیخته ترکی و فارسی و آمریکائی را می‌شنیدم و با سایه روشن مردم میدیدم که: «اجناس خوب از دور و نزدیک،برای فروش در بازار آویخته شده است..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.