Skip to main content
فهرست مقالات

فالی از دیوان حافظ

سخنران:

(5 صفحه - از 440 تا 444)

کلید واژه های ماشینی : غزل، فالی از دیوان حافظ، ماه رخ دوست تمامست، نامی خواجه حافظ شیرازی، معشوق، ماه، شیراز، خواجه حافظ، صنعت، بکامست سلطان جهانم بچنین روز

خلاصه ماشینی:

"*** چون بعضی از اساتید که امتثال اوامر ایشان بر این بنده واجب است،مرا فرمودند که‌ در این مجمع دانشمندان و گویندگان عظام بمناسبت«روز شعر»غزلی خوانده و سخنانی عرضه‌ سازم؛مناسبت چنان دانستم که باحترام این انجمن گرامی که بنام نامی خواجه حافظ شیرازی مزین‌ است،از دیوان لسان الغیب بتفأل غزلی بخوانم و اگر مطلبی بنظر رسد در حاشیهء آن بعرض برسانم، پس آنگاه برسم فال که در نزد ارادت کیشان خواجهء شیراز سنتی قدیم است،فاتحه‌ای‌ خوانده و با اخلاص دمیده دیوان را برگشودم،این غزل برآمد که اینک قراءت میشود: گل در بر و می در کف و معشوق بکامست‌ سلطان جهانم بچنین روز غلامست گو شتع میارید در این جمع که امشب‌ در مجلس ما ماه رخ دوست تمامست در مجلس ما عطر میامیز که ما را هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مشامست‌ از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر زان رو که مرا از لب شیرین تو کامست‌ گوشم همه بر قول نی و نغمهء چنگست‌ چشمم همه بر لعل لب و گردش جامست‌ در مذهب ما باده حلاست،ولیکن‌ بی‌روی تو ای سرو گل اندام حرامست‌ تا گنج غمت در دل ویرانه مقیمست‌ همواره مرا گنج خرابات مقامست‌ از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگست‌ وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نامست‌ میخواره و سر گشته و رندیم و نظر باز و آنکس که چو ما نیست درین شهر کدامست‌ با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما د رطلب عیش مدامست‌ حافظ منشین بی می و معشوق زمانی‌ کایام گل و یاسمن و عید سیامست پس این غزل را بفال نیک گرفتم و مبارک و فرخنده دانستم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.