Skip to main content
فهرست مقالات

اقرار

شاعر:

(1 صفحه - از 568 تا 568)

خلاصه ماشینی:

"ثعلبه پیش ابو بکر رفت و بعد از ثنا و ستایش خواست که زکات وی بپذیرد. ابو بکر گفت: -رسول خدا زکات از تو نپذیرفت،من آنرا چگونه بپذیرم؟ ثعلبه با اندوهی فراوان بخانه برگشت و بانتظار قضا نشست. ثعلبه پیش وی شتافت و خواهش کرد که زکات وی بپذیرد. اما عمر ابا کرد و گفت: -رسول خدا و ابو بکر زکات از تو نپذیرفتند،من آنرا چگونه بپذیرم... ثعلبه با دلی غمین و پریشان بخانه برگشت،بیم مرگ لرزه بر اندامش افکنده بود و آنی‌ او را راحت نمی‌گذاشت تا عمر کشته شد و عثمان بخلافت نشست. پیش عثمان رفت و خواهش کرد که زکات وی را قبول کند. عثمان با اظهار تأسف گفت: -آنرا رسول خدا و صدیق و فاروق نپذیرفتند. چرا رسول خدا و خلفا از قبول صدقهء وی ابا کردند؟ آنی راحت نبود،پیری در رگ ریشه‌اش دوید،چشمانش گود رفت،کم‌کم بیمار شد، مهلتش بسر آمد،وقتش فرا رسید،برگ حیاتش برافتاد،ملک الموت را در برابر دید،بر خود پیچید، صدائی شنید،اندرز ملایم رسول خدا بود:اندکی که سپاس آن توان گزارد،بهتر از مال فراوانی‌ که یارای سپاس آن نتوان داشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.