Skip to main content
فهرست مقالات

دو ساعتی با مردی ادیب و دانشمند

نویسنده:

(4 صفحه - از 395 تا 398)

کلید واژه های ماشینی : جابری بنامهء سید جمال‌الدین واعظ، نوشدارو، شیخ جابری بنامهء سید جمال‌الدین، عبای، مرد، اصفهان، دولت، جواب شیخ جابری، درآمد، سید محمد علی جمالزاده

خلاصه ماشینی:

"*** داستان خلعت آوردن همین رکن الملک برای پدرم از جانب ظل السلطان بطور خلاصه ازین‌ قرار است: منزل ما در بین محلهء«پشت بارو»و«بید آباد»و در نزدیکی چهارسو و حمام علیقلی آقا(از اجداد جابریان)در کوچهء پر پیچ و خمی بود که راه را بریده از«پشت بارو»بمحلهء علیقلی آقا و قبرستان«آنجشان»میرفت و در بیخ کوچه یا بقول اصفهاهیها«سلیبه»بسیاربسیار تنگ و دراز و کاملا تاریک و ظلمانی بود موسوم به«سلیبة سوزنگرها»1و معروف بود که وقتی افغانها باصفهان‌ آمده و قتل عام میکردند صنف سوزن‌گرها را بحضور محمود افغان بردند چون آنها را سخت لاغر وزرد و رنجور دید پرسید اینها چرا بدین صورت درآمده‌اند. آیا یاد دارید که در سال 1338 قمری و اغتشاش گیلان و اسپهان و آذربایجان که مردم از خیانت بعضی از وزرا بجان آمده بودند غزلی گفت که در چند جریده طبع شد و این چند بیت از آنست: دل خواست تا ز سینه کشد دود آه را پیچ و خم غمت بدلم بست راه را از مستی غرور بهوش آی ای وکیل‌ تاریخ دهر بر نو نویسد گناه را یک مرد خواهم از همه ایران شود بلند وز فرق این زنان برباید کلاه را بدنباله‌اش اقدام آقای سردار سپه باعدام دزدان بیابانی شد تا کی به خیابانیها پردازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.