Skip to main content
فهرست مقالات

خیام و فردوسی

نویسنده:

(12 صفحه - از 113 تا 124)

کلید واژه های ماشینی : خیامی ،شاهنامه ،زروانیان ،ساسانی ،پهلوانان ،کیخسرو ،روح خیامی در پهلوانان شاهنامه ،خیام و فردوسی ،زنان ،اهریمن ،مرگ ،زردشتی ،ایران ،روح ،دنیا ،دین ،فکر ،پادشاه ،سیاوش ،جهان ،ایران در زمان ساسانیان ،زنر ،آئین زردشتی ،جنگ ،اندیشه ،ایرج ،دین زردشتی ،کتاب ،سرنوشت ،کوشش

خلاصه ماشینی:

"در سیاوش بدبینی عمیقی‌ است،عقیده دارد که:«زگیتی همه زهر باید چشید»یا: درختی است این بر کشیده بلند که بارش همه زهر و برگش گزند و چون از روح خیامی برخوردار است میگوید: بیا تا به شادی دهیم و خوریم‌ چو گاه گذشتن بود بگذریم‌ چه بندی دل اندر سرای سپنج‌ چه نازی به گنج و چه نالی زرنج؟ او مانند ایرج معتقد است که دنیا شایستهء دل بستن نیست: گر ایوان من سر به کیوان کشید همان زهر مرگم بباید چشید یکی سینهء شیر باشدش جای‌ یکی کرکس و دیگری را همای و سپس چون با افراسیاب که به قصد کشتن او آمده است روبرو می‌گردد. او نیز مانند ایرج دست از جنگ باز می‌دارد و خود را بی‌مقاومتی تسلیم می‌کند: سیاوش چنین گفت کاین رای نیست‌ همان جنگ را سایه و جای نیست و با خود می‌اندیشد که اگر قسمت او مردن باشد. نیمی از وجود او شکوه و قدرت‌ دنیوی را در خود مجسم می‌کند و نیم دیگر بیهودگی و شکنندگی وضع بشر را؛ چرا چنین است؟خوب است بر سر این نکته کمی درنگ کنیم. پادشاه،بارگاه خود را سیاه‌پوش کرده است،مانند«چله‌نشینان» به گوشه‌ای فرو خزیده،زرد و رنجور شده است: شده گوژ بالای سرو سهی‌ گرفته گل سرخ رنگ بهی چون زال کیخسرو را از این رفتار سرزنش می‌کند و از خدا می‌خواهد که‌ «روان او را روشن کند»و خرد به مغز او باز گرداند،کیخسرو جواب می‌دهد: پنج هفته عبادت کرده‌ام و از پروردگار خواسته‌ام که مرا از این«سرای سپنج»ببرد و اکنون به کام خود رسیدم و«سروش»به من بشارت رفتن داد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.