Skip to main content
فهرست مقالات

لافانا

مترجم:

(8 صفحه - از 152 تا 159)

کلید واژه های ماشینی : لافانا، زن، شاه، پادشاه، درخت، اسب، ساحر، دختر، مرد، ازدواج

خلاصه ماشینی:

"لافانا زیر پای خود نگاه کرد و گودالی سبز و بسیار عمیق دید که معلوم نبود که اگر در آن بیفتد چه بر سرش خواهد آمد؟با خود گفت چه واقعهء وحشتناکی!من کجا هستم؟و اینجا کجاست؟آنگاه خود را بسختی بالا کشید و فرجه‌یی میان شاخه‌ها پیدا کرد و در آن قرار گرفت‌ و بر این حال مدتی که نتوانست طول آنرا دریابد باقی ماند. با این حال او احساس سعادت کرد زیرا یک بار دیگر زمین ثابت را زیر پای خود یافت، بعد از اهوالی که بر پشت اسب داشت و بعد از سختیهائی که بر روی درخت با بوزینگان دیده بود حالا نمی‌دانست به چه سمتی برود،کمی دو دل ماند و بعد براه افتاد. دختر چنین توضیح داد که اهل قریه به بری حمله کردند و با نیزه او را کشتند و او را بر دوش حمل کردند و بقریه بردند و گوشت آنرا میان خود تقسیم کردند و نیز گفت که من این گوشت را در آفتاب خشکانیده‌ام و هر روز جزئی از آن را با برنجی که در این‌ جنگلها است می‌پزم و باقی را در کوزه‌یی در زیر زمین مدفون می‌کنم. » دختر انکار کرد و گفت:«ممکن نیست برای من که آداب و رسوم طبقه‌ام را که دادن غذا را به طبقهء بالاتر تحریم کرده است بشکنم زیرا در آن صورت من بجهنم خواهم رفت و در این‌ صورت اگر تو از گرسنگی هم بمیری من نمی‌توانم بتو غذا بدهم»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.