Skip to main content
فهرست مقالات

نامه اهل خراسان

نویسنده:

(5 صفحه - از 305 تا 309)

کلید واژه های ماشینی : انوری، نامه اهل خراسان، شاعر، قصیده‌ای، شعر، دیوان، سلطان سنجر سلوجقی، سمرقند، خاقان، انوری و مردم خراسان چشم

خلاصه ماشینی:

"شرح‌ فجایع غزان از زبان خود انوری شنیدنی است: قصهء اهل خراسان بشنو از سر لطف‌ چون شنیدی ز سر رحم به ایشان بنگر این دل افکار جگر سوختگان می‌گویند کای دل و دولت و دین را به تو شادی و ظفر خبرت هست که از هرچه درو خیری بود در همه ایران امروز نمانده است اثر؟ خبرت هست کزین زیروز بر شوم غزان‌ نیست یک پی ز خراسان که نشد زیروز بر؟ بر بزرگان زمانه شده خردان سالار بر کریمان جهان گشته لئیمان مهتر بر در دونان احرار حزین و حیران‌ در کف رندان ابرار اسیر و مضطر شادالا به در مرگ نبینی مردم‌ بکر جز در شکم مام نیابی دختر مسجد جامع هر شهر ستورا نشان را پایگاهی شده،نه سقفش پیدا و نه در خطبه نکنند بهر خطه بنام غزازانک‌ در خراسان نه خطیب است کنون نه منبر کشته فرزند گرامی را گر ناگاهان‌ بیند از بیم خروشید نیادر مادر سوی آن حضرت کر عدل تو کشتست چو خلد خویشتن زین جا کز طلم غزان شد چو سقر هر که پایی و خری داشت بحیلت افکند چه کند آن که نه پایست مراورا و نه خر؟ رحم کن رحم بر آن قوم که نبود شب و روز درمصیبتشان جز نوحه‌گری کاردگر رحم کن رحم بدان قوم که جویند جوین‌ از پس آن که نخوردندی از ناز شکر رحم کن رحم بر آنها که نیابند نمد از پس آن که ز اطلسشان بودی بستر کی بود کی که ز اقصای خراسان آرند از فتوح تو بشارت بر خورشید بشر اگر بهمان اندازه که شاعران گذشتهء ما به وصف اسب و شمشیر وقصر و بزم عشرت‌ ممدوحان خود پرداخته‌اند از احوال مردم نیز سخن می‌راندند امروز از پس قرنها از راز دل نیاکان خویش آگاه‌تر بودیم و خود را به آنان نزدیکتر می‌یافتیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.