Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت هایی درباره «جشن هنر»

گزارشگر:

(6 صفحه - از 383 تا 388)

خلاصه ماشینی:

"*گرد بر گرد قبر حافظ که از صحن باغ چند متر ارتفاع دارد چند ردیف صندلی‌ گذاشته شده بود که در صف اول بانوان جوان با مینی ژوپ کوتاه نشسته و پای بر پای انداخته‌ بودند گوئی ستون‌هائی لطیف و خوش‌تراش از مرمر جان‌دار عمدا به نظم و ترتیبی جالب‌ توجه و بوضعی خاص قرار داده شده،وصف این منظرهء زیبا از عهده کسی که ذوق و طبع جوان‌ ندارد بیرون است. هنگامی که شاه بانو از سلف سرویس می‌خواست بیرون شود به مناسبت بیتی چند که بار تجال‌ ساخته بودم با اجازه‌اش خواندم،توقف فرمود و تلطف: ای گرامی دخت ایران،ای میهن بانوی شاه‌ ای که از فر کیانی بر سرت افسر بود شهر شعر و شور و عشق و خرمی،شیراز را سرفرازی‌هاست کان را سایه‌ات بر سر بود مهربانی را نگـ؟؟؟ر،کاو بافر شاهنشهی‌ بر یکی خوان‌بندگان را در یکی محضر بود هرکه دانشمند شد تشویق دانشمند کرد وان که خود صاحب هنر باشد هنر پرور بود خرم آن بانو که او را با جمال بخت و تخت‌ از ادب پیرایه باشد وز هنر زیور بود در جهان علم و دانش شاه ما نام‌آور است‌ لاجرم بانوی شه باید که نام‌آور بود گفت قرآن:صالحات از برای صالحین‌ آری آری این‌چنین زن را چنان شوهر بود شاه را نیروی آرامش فزاید از فرح‌ وین فرح جوئی بسود ملت و کشور بود باش تا بینی ز فکر و همت بانوی شاه‌ شهر ایران را شکوه و شوکتی دیگر بود باش تا بینی ولی عهد،با تدبیر شاه‌ دولت شاهنشهی را نخل بارآور بود *در دانشگاه پهلوی(عمارت سلف سرویس)نمایشی از نقاشی‌های نو ترتیب یافته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.