Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت ها و اندیشه ها

نویسنده:

(8 صفحه - از 574 تا 581)

خلاصه ماشینی:

"نه آیا این‌ ترس و طغیان نسبت به طبیعت است که ما را از ادراک حیات گل و گیاه محروم می‌دارد و نمی‌گذارد انسان حیوان را،دنیای حیوان را که دنیای واقعی خود او نیز هست؛بدرست‌ ادراک کند؟درحالی‌که انسانیت واقعی،باین اتصال که بین دنیای انسان و دنیای حیوان هست شعور دارد و ازاین‌روست که عارف در یک چشم بهم زدن از عالم انسان به عالم نبات سیر می‌کند و در عالم حیوان هم با جانوران هم‌زبان میشود و رموز و اسرار آنها را درک می‌کند. -درست است جانم،از دست رقیب خیلی رنج کشیده‌یی،خیلی هم شکایت از دستش کرده‌یی‌ اما شاعر عزیز آنچه این قلبت را لکه‌دار کرده است حسادت نیست. اما آخر می‌ارزد که‌ آدم تمام عمرش را صرف حرف‌هایی بکند که خودش هم نمی‌تواند قلبا آنها را تصدیق کند؟شاید حالا فلان فیلسوف ریشو که می‌خواهد از تمام سوراخ سنبه‌های«لابیرنت»وجود با یک دانه کلید -مثلا از ارسطو گرفته است یا از هگل-سر دربیاورد این فکر مرا ناشی بداند از کوته‌بینی. تازه از اینکه یک فلسفه‌باف مرا خیلی از حقیقت پرت بداند چه باک؟آیا خودش اطمینان دارد که با حقیقت کنار آمده است،با خود حقیقت؟دور از جناب این فیلسوف‌مآبها،فلسفه خودش‌ چیزی نیست غیر از جستجو کردن دائم و هرگز نرسیدن. اما راستی این چه حرفهایی است که من دارم میزنم؟آن‌ هم راجع بحقیقت که هیچ چیز از آن خطرناکتر نیست!حالا اگر کسانی که در دفاع از حقیقت‌ برای خود عنوان«وکیل تسخیری»قائلند بمن پرخاش کنند آیا حق ندارند؟چرا نه؟با اینهمه‌ اینحرف‌ها هم برای آنها تازه نیست،و خوشبختانه نمیتوانند آنها را خیلی جدی تلقی کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.