Skip to main content
فهرست مقالات

درد دل: تقدیم به اوستاد پیرم حبیب یغمائی با غنای بی کرانش

شاعر:

(2 صفحه - از 470 تا 471)

کلید واژه های ماشینی : پیرم حبیب یغمائی، حبیب یغمائی با غنای بی‌کرانش، حبیب یغمائی باغنای بی‌کرانش، تقدیم، درد‌دل، استاد، قصه، لندن، درد‌دل تقدیم، درس پور از‌ما‌بهتران

خلاصه ماشینی:

"حقشناس‌ نقل از شمارهء 13 پژوهش-لندن‌ درد دل‌ تقدیم به اوستاد پیرم حبیب یغمائی‌ باغنای بی‌کرانش های،ای استاد! من هم از آن سردچال زندگی کش جان بدر بردم. آنچه درسم دادی ای استاد، شرمگینم،جمله یادم رفت. گر دمی بر تکمه‌های باز شلوار تو خندیدم، یا اگر با پچ‌پچ سردم، جان رنجور ترا رنجورتر کردم‌ بخششت را آرزومندم! هیچگه بر اوستاد پیر خود دیگر نمی‌خندم، قول خواهم داد! *** راستی استاد، دختری را هم که عاشق بودم و دیدی، آنکه نازش کردم و دیدی و خندیدی، آن‌که روزی آنچه پرسیدی، سر فرود آورد و گلگون گشت و خامش ماند، ها همان دختر، جای تو خالی،زبانم لال،شوهر کرد! قصهء مردی که شاعر بود و درس این و آن میداد. *** راستی استاد، شعر هم دیگر نمی‌گویم، قصه هم دیگر نمی‌خوانم، گر ره میخانه‌ای یک روز تخت کفشتان بوسید، پیر شاگرد غمین خویش را آنجای خواهی دید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.