Skip to main content
فهرست مقالات

برای کتابخوانان و کتاب جویان: داستان فریدون از شاهنامه فردوسی

نویسنده:

(8 صفحه - از 658 تا 665)

خلاصه ماشینی:

"این نکته را بجا می‌داند یاد کند که در نسخه‌های چاپی غیر معتبر این بیت بوجهی دیگر نقل شده،و ای کاش آقای پورداود آن وجه را انتخاب می‌فرمودند: چو بگشاد لب هر دو برخاستند به بازار آهنگران تاختند صفحه 62-فریدون رزم ضحاک را سپاه می‌آراید: فریدون بخورشید بر برد سر کمر تنگ بستش بخون پدر برون رفت خرم به خرداد روز به نیک اختر و فال گیتی فروز چو از دشت نزدیک شهر آمدند کزان شهر جوینده بهر آمدند فاعل«آمدند»کی است:مطلب مسخ و مشوش شده برای حذف یک بیت. فردوسی می‌فرماید: گزیدند پس موبدی تیز ویر سخنگوی و بینا دل و یاد گیر ز بیگانه پردخت کردند جای‌ سگالش گرفتند هرگونه رای‌ سخن،سلم،پیوند کرد از نخست‌ ز شرم پدر دیدگان را بشست‌ فرستاده را گفت ره در نورد نباید که یابد تو را باد و گرد صفحهء 76-سلم و تور به فریدون می‌نویسد:(از نسخهء پورداود) سه فرزند بودت خردمند و گرد بزرگ آمدت تیره پیدا ز خرد در نسخهء مهل و در دیگر نسخه‌های معتبر چنین است: سه فرزند بودت خردمند و گرد بزرگ آمده نیز پیدا ز خرد نه ما ز او به مام و پدر کمتریم‌ که بر تخت شاهی نه اندر خوریم! امروز هم تاکسی یونان قدیم را خوب نداند و با زمان علمی و حکمی و فنی یونان آن زمان آشنائی کافی نداشته باشد(بتقدیر آنکه متون اصلی را هم بدست بیاورد و خود کار آسانی نیست و چنانکه میدانیم مقداری از آنها دیگر بدست نمیآید)نمیتوان درست‌ تشخیص بدهد که ترجمه‌های سریانی و عربی و فارسی تا بچه اندازه درست و تا چه حدودی‌ غلط و نادرست است و من دلم برای اشخاصی مانندابوعلی‌سینا میسوزد که عطش شدید علم و معرفت را داشته و با ترجمه‌هائی سروکار میداشته است که بقول حضرت آقای همایی«گنگ‌ و مبهم و مغلوط و نارسا»بوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.