Skip to main content
فهرست مقالات

خطابه استاد مجتبی مینوی

سخنران:

(4 صفحه - از 17 تا 20)

کلید واژه های ماشینی : یغمائی، استاد مجتبی مینوی، همهء دوستان یغمائی و یغما، یغما حضور جناب آقای یغمائی، حبیب یغمائی، یغمائی همهء رنجها و زحمتها، دوستان یغمائی و یغما دوستان، تبه کردم جوانی، شکایت، حبیب یغمائی کار، تبریک به حبیب یغمائی، عکسی، عرض، دار المعلمین درس، کتاب، تبریک، دار المعلمین مرکزی، سال یغما حضور، تلخ‌تر، زحمت مداوم، عرض تشکر و تبریک، مجله یغما، یغمائی نوشته‌شده و بچاپ، عرض تبریک، کتاب سخنوران ایران، همهء، ترتیب، بیست سال، کار، کتاب به کوشش یغمائی

خلاصه ماشینی: "اما شعرهائی که‌ از او در همان کتاب مندرج است بهتر او را بیاد من می‌آورد بخصوص غزلی که‌ در همان ایام تحصیل در دار المعلمین مرکزی سروده بود(1304 شمسی): تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی را بود خوشبختی اندر سعی و دانش در جهان؛اما در ایران پیروی باید قضای آسمانی را به قطع رشتهء جان عهد بستم بارها با دل‌ به من آموخت گیتی سست عهدی سخت جانی را کی اگه می‌شود از روزگار تلخ ناکامان‌ کسی کاو گسترد هر شب بساط کامرانی را؟ به دامان خون دل از دیده افشاندن کجا داند به ساغر آن که می‌ریزد شراب ارغوانی را؟ نه خواهد عمر جاویدان هر ان کو همچو من بیند به یک شام فراق اندوه عمر جاودانی را مذاقت تلخ‌تر از صبر بودی چون مذاق من‌ تو هم ای ناصح ار می‌دیدی آن شرین زبانی را وفا و مهر کی دارد حبیبا آن که می‌خواند به اسم ابلهی رسم وفا و مهربانی را آقای یغمائی را حالا که ببینید و آن عکسی را که در کتاب محمد اسحاق‌ مندرج است نیز ملاحظه بفرمائید و بعد بیاد بیاورید که نه سال ده سال قبل از آن‌ تاریخ و چهل و چند سال پیش از این بوده است که این بزرگوار گفته است«تبه کردم‌ جوانی»،ناچار دلتان می‌خواهد از ایشان بپرسید که آن وقت که در دار المعلمین‌ درس می‌خواندید و در مدرسه دار الشفا در جلو خان مسجد شاه منزل داشتید حضرت‌ عالی چند ساله بودید!از بنده بپرسید تا عرض کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.